generalizable results
نتایج قابل تعمیم
generalizable findings
یافتههای قابل تعمیم
generalizable model
مدل قابل تعمیم
generalizable theory
نظریه قابل تعمیم
generalizable approach
رویکرد قابل تعمیم
generalizable data
دادههای قابل تعمیم
generalizable principles
اصول قابل تعمیم
generalizable insights
بینشهای قابل تعمیم
generalizable evidence
شواهد قابل تعمیم
generalizable conclusions
نتیجهگیریهای قابل تعمیم
the findings of this study are generalizable to a wider population.
یافتههای این مطالعه قابل تعمیم به جمعیت گستردهتری هستند.
we need to ensure that our results are generalizable across different settings.
ما باید اطمینان حاصل کنیم که نتایج ما در محیطهای مختلف قابل تعمیم هستند.
his theory is generalizable and can be applied in various fields.
نظریه او قابل تعمیم است و میتواند در زمینههای مختلف مورد استفاده قرار گیرد.
generalizable principles can help improve overall understanding.
اصول قابل تعمیم میتوانند به بهبود درک کلی کمک کنند.
the model should be generalizable to different types of data.
مدل باید قابل تعمیم به انواع مختلف داده باشد.
we are looking for solutions that are generalizable to other contexts.
ما به دنبال راهحلهایی هستیم که قابل تعمیم به زمینههای دیگر باشند.
her research aims to develop generalizable methods for analysis.
تحقیقات او بر توسعه روشهای قابل تعمیم برای تجزیه و تحلیل متمرکز است.
it's crucial that our conclusions are generalizable and applicable.
بسیار مهم است که نتیجهگیریهای ما قابل تعمیم و کاربردی باشند.
generalizable results can lead to more effective strategies.
نتایج قابل تعمیم میتواند منجر به استراتژیهای مؤثرتر شود.
the concept is generalizable beyond its initial scope.
این مفهوم فراتر از دامنه اولیه خود قابل تعمیم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید