genteelisms

[ایالات متحده]/dʒenˈtiːəlɪzəm/
[بریتانیا]/dʒenˈtiːlˌɪzəm/

ترجمه

n. رفتار تصفیه شده؛ سخنرانی متظاهرانه مردانه

عبارات و ترکیب‌ها

social genteelism

genteelism اجتماعی

cultural genteelism

genteelism فرهنگی

genteelism critique

انتقاد از genteelism

genteelism debate

بحث درباره genteelism

political genteelism

genteelism سیاسی

genteelism theory

نظریه genteelism

genteelism influence

تاثیر genteelism

genteelism norms

هنجارهای genteelism

artistic genteelism

genteelism هنری

genteelism values

ارزش‌های genteelism

جملات نمونه

his genteelism often alienated him from his more casual friends.

مودب بودن او اغلب باعث دور شدن او از دوستان صمیمی‌اش می‌شد.

genteelism can sometimes mask one's true intentions.

گاهی اوقات، مؤدبی می‌تواند قصد و نیت واقعی یک فرد را پنهان کند.

she spoke with a genteelism that impressed her colleagues.

او با مؤدبی صحبت کرد که همکارانش را تحت تأثیر قرار داد.

genteelism in art often reflects societal expectations.

مؤدبی در هنر اغلب بازتابی از انتظارات جامعه است.

his genteelism was evident in his choice of words.

مؤدبی او در انتخاب کلماتش آشکار بود.

some criticize genteelism for being pretentious.

برخی از افراد مؤدبی را به دلیل تظاهرگونه بودن مورد انتقاد قرار می‌دهند.

genteelism can create barriers in communication.

مؤدبی می‌تواند موانعی در برقراری ارتباط ایجاد کند.

the genteelism of the era influenced many writers.

مؤدبی دوران بر بسیاری از نویسندگان تأثیر گذاشت.

they adopted a genteelism that seemed out of place.

آنها مؤدبیتی را به کار بردند که به نظر نامناسب می‌رسید.

her genteelism was a reflection of her upbringing.

مؤدبی او بازتابی از تربیتش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید