gentilities

[ایالات متحده]/ˌdʒentɪˈlɪtiz/
[بریتانیا]/ˌdʒɛnˈtɪlɪtiz/

ترجمه

n. آداب اجتماعی تصفیه‌شده؛ طبقه بالا یا نخبگان

عبارات و ترکیب‌ها

social gentilities

نجابت‌های اجتماعی

gentilities of life

نجابت‌های زندگی

gentilities and manners

نجابت و آداب

gentilities in society

نجابت در جامعه

gentilities of speech

نجابت گفتار

gentilities of behavior

نجابت رفتار

cultural gentilities

نجابت‌های فرهنگی

gentilities and customs

نجابت و رسوم

gentilities of conduct

نجابت رفتار و کردار

gentilities of etiquette

نجابت آداب معاشرت

جملات نمونه

she was raised with all the gentilities of high society.

او با تمام آداب و رسوم بالای جامعه بزرگ شد.

his gentilities were evident in his polite manners.

مودب بودن و رعایت آداب معاشرت او در رفتار مؤدبانه اش آشکار بود.

they taught their children the gentilities of proper dining.

آنها به فرزندان خود آداب و رسوم صرف غذا را آموزش دادند.

her gentilities impressed everyone at the event.

آداب معاشرت او همه را در آن رویداد تحت تأثیر قرار داد.

gentilities are often expected in formal gatherings.

رعایت آداب و رسوم در جمع‌های رسمی اغلب مورد انتظار است.

he displayed gentilities that were uncommon in his profession.

او آداب و رسومی را نشان داد که در شغلش غیرمعمول بود.

learning gentilities can enhance one's social skills.

یادگیری آداب و رسوم می تواند مهارت های اجتماعی یک فرد را افزایش دهد.

her gentilities made her a favorite among the guests.

آداب معاشرت او باعث شد که در بین مهمانان محبوب باشد.

he lacks the gentilities expected in formal situations.

او فاقد آداب و رسومی است که در موقعیت های رسمی مورد انتظار است.

understanding gentilities can help in networking.

درک آداب و رسوم می تواند در شبکه سازی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید