gentrify

[ایالات متحده]/ˈdʒɛn.trɪ.faɪ/
[بریتانیا]/ˈdʒɛn.trə.faɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای تصفیه یا ارتقاء یک مکان به سطح متوسط; برای نوسازی یا بهبود
vi. برای بهبود یافتن
v. (برای) متوسط شدن

عبارات و ترکیب‌ها

gentrify neighborhoods

بازسازی محله‌ها

gentrify areas

بازسازی مناطق

gentrify housing

بازسازی مسکن

gentrify cities

بازسازی شهرها

gentrify spaces

بازسازی فضاها

gentrify communities

بازسازی جوامع

gentrify urban

بازسازی شهری

gentrify districts

بازسازی مناطق

gentrify properties

بازسازی املاک

gentrify culture

بازسازی فرهنگ

جملات نمونه

the city plans to gentrify the neighborhood to attract new businesses.

شهر قصد دارد محله را با هدف جذب کسب و کارهای جدید، نوسازی کند.

gentrifying areas often lead to rising property prices.

مناطقی که در حال نوسازی هستند اغلب منجر به افزایش قیمت ملک می شوند.

many locals are concerned about the effects of gentrifying their community.

بسیاری از مردم محلی نگران اثرات نوسازی جامعه خود هستند.

artists often play a role in gentrifying urban neighborhoods.

هنرمندان اغلب نقش مهمی در نوسازی محله های شهری ایفا می کنند.

some argue that gentrifying a neighborhood improves its overall quality of life.

برخی استدلال می کنند که نوسازی یک محله باعث بهبود کیفیت زندگی کلی آن می شود.

the process of gentrifying often involves renovating old buildings.

فرآیند نوسازی اغلب شامل بازسازی ساختمان های قدیمی می شود.

gentrifying can change the cultural landscape of a city.

نوسازی می تواند چشم انداز فرهنگی یک شهر را تغییر دهد.

community activists are fighting against the gentrifying trend.

فعالان جامعه در برابر روند نوسازی مبارزه می کنند.

gentrifying neighborhoods can lead to a loss of local character.

محله های در حال نوسازی می توانند منجر به از دست دادن شخصیت محلی شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید