georgic

[ایالات متحده]/ˈdʒɔːdʒɪk/
[بریتانیا]/ˈdʒɔrdʒɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به کشاورزی؛ روستایی؛ چوپانی
n. شعری که به موضوعات روستایی یا کشاورزی می‌پردازد؛ شعر چوپانی
Word Forms
جمعgeorgics

عبارات و ترکیب‌ها

georgic poetry

شعر منظوم روستایی

georgic literature

ادبیات منظوم روستایی

georgic themes

مضامین منظوم روستایی

georgic tradition

سنّت منظوم روستایی

georgic style

سبک منظوم روستایی

georgic form

قالب منظوم روستایی

georgic writing

نگارش منظوم روستایی

georgic authors

نویسندگان منظوم روستایی

georgic influences

تاثیرات منظوم روستایی

georgic narrative

روایت منظوم روستایی

جملات نمونه

his georgic poetry reflects the beauty of rural life.

شعر حماسی او بازتاب زیبایی زندگی روستایی است.

the georgic tradition has influenced many writers.

سنتی حماسی بر بسیاری از نویسندگان تأثیر گذاشته است.

she enjoys reading georgic literature during her free time.

او از خواندن ادبیات حماسی در اوقات فراغت خود لذت می برد.

georgic themes often celebrate agriculture and nature.

مضامین حماسی اغلب کشاورزی و طبیعت را جشن می گیرند.

many georgic works emphasize the hard work of farmers.

بسیاری از آثار حماسی بر تلاش سخت کشاورزان تأکید دارند.

his georgic style is characterized by vivid imagery.

سبک حماسی او با تصاویر زنده مشخص می شود.

she wrote a georgic poem about the changing seasons.

او شعر حماسی در مورد تغییر فصل ها نوشت.

the georgic approach to nature is both practical and artistic.

رویکرد حماسی به طبیعت هم عملی و هم هنری است.

he studied georgic texts to understand agricultural practices.

او متون حماسی را برای درک شیوه های کشاورزی مطالعه کرد.

her georgic narrative beautifully captures the essence of farm life.

داستان حماسی او به زیبایی از جوهر زندگی مزرعه می گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید