getaways

[ایالات متحده]/ˈɡɛtəweɪz/
[بریتانیا]/ˈɡɛtəˌweɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (به‌ویژه پس از یک جرم) فرار؛ تعطیلات کوتاه؛ تفریحگاه؛ مکان مناسب برای تعطیلات

عبارات و ترکیب‌ها

weekend getaways

سفر آخر هفته

quick getaways

سفر های سریع

beach getaways

سفر ساحلی

romantic getaways

سفر های عاشقانه

luxury getaways

سفر های لوکس

family getaways

سفر های خانوادگی

nature getaways

سفر های طبیعت گردی

city getaways

سفر های شهری

holiday getaways

سفر تعطیلات

adventure getaways

سفر های ماجراجویانه

جملات نمونه

we planned a weekend getaway to the mountains.

ما یک سفر آخر هفته به کوه‌ها برنامه‌ریزی کردیم.

beach getaways are perfect for relaxing.

سفر‌های ساحلی برای استراحت عالی هستند.

family getaways can strengthen bonds.

سفر‌های خانوادگی می‌توانند پیوندها را تقویت کنند.

he took several short getaways throughout the year.

او در طول سال چندین سفر کوتاه برنامه‌ریزی کرد.

getaways help to reduce stress and recharge.

سفر‌ها به کاهش استرس و تجدید قوا کمک می‌کنند.

planning spontaneous getaways can be exciting.

برنامه‌ریزی برای سفر‌های غیرمنتظره می‌تواند هیجان‌انگیز باشد.

romantic getaways are great for couples.

سفر‌های عاشقانه برای زوج‌ها عالی هستند.

she loves to explore new getaway destinations.

او عاشق کشف مقاصد جدید برای سفر است.

weekend getaways can rejuvenate your spirit.

سفر‌های آخر هفته می‌توانند روح شما را تجدید کنند.

getaways to national parks offer adventure.

سفر به پارک‌های ملی ماجراجویی ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید