giblets

[ایالات متحده]/ˈdʒɪblɪts/
[بریتانیا]/ˈdʒɪblɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اندام‌های داخلی یک پرنده، به‌ویژه آن‌هایی که برای غذا استفاده می‌شوند؛ بقایای یا تکه‌های کوچک باقی‌مانده
شکل‌های واژه
جمعgibletss

عبارات و ترکیب‌ها

chicken giblets

کالباس مرغ

giblets gravy

سس کالباس

giblets soup

سوپ کالباس

turkey giblets

کالباس گوشت بوقلمون

giblets stew

خورش کالباس

giblets dish

غذا با کالباس

giblets stock

پوشش کالباس

giblets recipe

دستور العمل کالباس

giblets mix

مخلوط کالباس

giblets platter

سینی کالباس

جملات نمونه

she made a delicious gravy using the giblets from the turkey.

او یک سس خوشمزه با استفاده از جگرهای مرغ درست کرد.

giblets can be used to enhance the flavor of soups and stews.

می‌توان از جگر برای بهبود طعم سوپ‌ها و خورش‌ها استفاده کرد.

many people discard giblets, but they are quite nutritious.

بسیاری از مردم جگر را دور می‌ریزند، اما آن‌ها بسیار مغذی هستند.

he learned how to prepare giblets for his family's holiday feast.

او یاد گرفت که چگونه جگر را برای جشن خانوادگی آماده کند.

giblets are often included in traditional recipes for stuffing.

جگر اغلب در دستورالعمل‌های سنتی برای پخت و پز گنجانده می‌شود.

she saved the giblets to make a flavorful broth later.

او جگر را برای درست کردن آبگوشت خوشمزه در آینده نگه داشت.

cooking giblets can add depth to your culinary creations.

پختن جگر می‌تواند عمق به خلاقیت‌های آشپزی شما اضافه کند.

some people enjoy giblets as a delicacy in their meals.

برخی از افراد از خوردن جگر به عنوان یک غذای خاص در وعده‌های غذایی خود لذت می‌برند.

giblets are often found packaged inside a whole chicken.

جگر اغلب در داخل یک مرغ کامل بسته‌بندی شده یافت می‌شود.

she taught her children how to clean and prepare giblets.

او به فرزندانش آموزش داد که چگونه جگر را تمیز و آماده کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید