gif

[ایالات متحده]/dʒɪf/
[بریتانیا]/dʒɪf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فایل فرمت مبادله گرافیکی؛ فرمت تصویر یا انیمیشن

عبارات و ترکیب‌ها

gif it

گیف بده

funny gif

گیف مضحکه

gif image

تصویر گیف

send a gif

یک گیف ارسال کن

gif animation

انیمیشن گیف

gifs online

گیف های آنلاین

find gifs

گیف ها را پیدا کن

cute gifs

گیف های جذاب

gif loop

حلقه گیف

making gifs

ساختن گیف

جملات نمونه

i found a hilarious gif of a cat chasing a laser pointer.

من یک گیف خنده دار از یک میمون که به سوی یک نور لیزر می‌رود پیدا کردم.

he sent me a funny gif to cheer me up.

او یک گیف جالب به من فرستاد تا من را خوشحال کند.

the website has a vast collection of animated gifs.

این وب‌سایت یک مجموعه گسترده‌ای از گیف‌های انیمیشن دارد.

she shared a looping gif of a dancing banana.

او یک گیف چرخان از یک موز رقصنده به اشتراک گذاشت.

i saved the gif to my favorites folder.

من گیف را در پوشه علاقه‌مندی‌هایم ذخیره کردم.

the reaction gif perfectly captured his surprise.

گیف واکنش اویس تعلق به تعجبش را به خوبی ثبت کرد.

can you find a suitable gif for the presentation?

آیا می‌توانی یک گیف مناسب برای ارائه پیدا کنی؟

i created a custom gif using photos from our trip.

من با استفاده از عکس‌های سفر ما یک گیف سفارشی ایجاد کردم.

the email included a celebratory gif.

ایمیل شامل یک گیف جشنی بود.

he used a gif to illustrate the point in his email.

او یک گیف را برای توضیح نکته در ایمیلش استفاده کرد.

i saw a trending gif on social media.

من یک گیف محبوب را روی رسانه‌های اجتماعی دیدم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید