little gigglers
خندهکنان کوچک
group of gigglers
گروهی از خندهکنان
watching gigglers
خندهکنانی که نظرا میکنند
were gigglers
خندهکنان بودند
child gigglers
خندهکنان کودک
noisy gigglers
خندهکنان بلندصدا
happy gigglers
خندهکنان خوشحال
young gigglers
خندهکنان جوان
the gigglers
خندهکنان
be gigglers
خندهکنان باشید
the children were delighted to see the clowns, becoming a group of gigglers.
کودکان به خاطر دیدن مکعبهای شوخیآمیز خوشحال شدند و به گروهی از خندهکنندهها تبدیل شدند.
the comedian's jokes elicited a room full of gigglers.
جokes کمدیان باعث شد که تمام اتاق پر از خندهکنندهها شود.
we watched a funny video, and soon the whole family were gigglers.
ما یک ویدئو جالب نگاه کردیم و زودتر کل خانواده به خندهکنندهها تبدیل شدند.
the puppy's antics turned the audience into a chorus of gigglers.
رفتار پاپیک باعث شد که مخاطبان به یک گروه خندهکننده تبدیل شوند.
the movie had a lighthearted tone, resulting in many gigglers in the theater.
فیلم دارای نغمهای سبک بود که باعث شد که در سینما بسیاری از خندهکنندهها وجود داشته باشند.
the silly game brought out the gigglers in everyone.
این بازی چیزی ناچیز باعث شد که خندهکنندهها در هر کسی ظاهر شوند.
she's a natural; her stories always turn people into gigglers.
او یک طبیعی است؛ داستانهای او همیشه مردم را به خندهکنندهها تبدیل میکند.
the stand-up routine was a hit, leaving the crowd full of gigglers.
روش ایستادهای که انجام داد باعث شد که جمع زیادی از خندهکنندهها باقی بماند.
even the usually serious professor couldn't resist becoming a giggler.
حتی استاد جدیکنندهای که معمولاً جدی است نتوانست مقاومت کند و به خندهکنندهای تبدیل شود.
the unexpected twist in the plot had the audience roaring with gigglers.
گوشهای ناگهانی در داستان باعث شد که مخاطبان با خندهکنندهها شروع به شورش کنند.
the playful banter between the friends sparked a wave of gigglers.
بازیهای مهیج بین دوستان باعث ایجاد موجی از خندهکنندهها شد.
little gigglers
خندهکنان کوچک
group of gigglers
گروهی از خندهکنان
watching gigglers
خندهکنانی که نظرا میکنند
were gigglers
خندهکنان بودند
child gigglers
خندهکنان کودک
noisy gigglers
خندهکنان بلندصدا
happy gigglers
خندهکنان خوشحال
young gigglers
خندهکنان جوان
the gigglers
خندهکنان
be gigglers
خندهکنان باشید
the children were delighted to see the clowns, becoming a group of gigglers.
کودکان به خاطر دیدن مکعبهای شوخیآمیز خوشحال شدند و به گروهی از خندهکنندهها تبدیل شدند.
the comedian's jokes elicited a room full of gigglers.
جokes کمدیان باعث شد که تمام اتاق پر از خندهکنندهها شود.
we watched a funny video, and soon the whole family were gigglers.
ما یک ویدئو جالب نگاه کردیم و زودتر کل خانواده به خندهکنندهها تبدیل شدند.
the puppy's antics turned the audience into a chorus of gigglers.
رفتار پاپیک باعث شد که مخاطبان به یک گروه خندهکننده تبدیل شوند.
the movie had a lighthearted tone, resulting in many gigglers in the theater.
فیلم دارای نغمهای سبک بود که باعث شد که در سینما بسیاری از خندهکنندهها وجود داشته باشند.
the silly game brought out the gigglers in everyone.
این بازی چیزی ناچیز باعث شد که خندهکنندهها در هر کسی ظاهر شوند.
she's a natural; her stories always turn people into gigglers.
او یک طبیعی است؛ داستانهای او همیشه مردم را به خندهکنندهها تبدیل میکند.
the stand-up routine was a hit, leaving the crowd full of gigglers.
روش ایستادهای که انجام داد باعث شد که جمع زیادی از خندهکنندهها باقی بماند.
even the usually serious professor couldn't resist becoming a giggler.
حتی استاد جدیکنندهای که معمولاً جدی است نتوانست مقاومت کند و به خندهکنندهای تبدیل شود.
the unexpected twist in the plot had the audience roaring with gigglers.
گوشهای ناگهانی در داستان باعث شد که مخاطبان با خندهکنندهها شروع به شورش کنند.
the playful banter between the friends sparked a wave of gigglers.
بازیهای مهیج بین دوستان باعث ایجاد موجی از خندهکنندهها شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید