sharks

[ایالات متحده]/ʃɑːks/
[بریتانیا]/ʃɑrks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شکل کوسه؛ نوعی ماهی بزرگ؛ کسی که دیگران را فریب می‌دهد یا تقلب می‌کند
v. سوم شخص مفرد کوسه؛ تقلب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

great white sharks

کودکان کوسه سفید بزرگ

hammerhead sharks

کوسه‌های سرچکش

bull sharks

کوسه‌های گاو

whale sharks

کوسه‌های نهنگ

tiger sharks

کوسه‌های بنگال

sharks attack

حمله کوسه

sharks fin

دم کوسه

sharks conservation

حفظ کوسه

sharks species

گونه‌های کوسه

sharks habitat

زیستگاه کوسه

جملات نمونه

sharks are fascinating creatures of the ocean.

کوسه‌ها موجودات جذاب اقیانوس هستند.

many people fear sharks due to movies.

بسیاری از مردم به دلیل فیلم‌ها از کوسه‌ها می‌ترسند.

sharks play a crucial role in marine ecosystems.

کوسه‌ها نقش مهمی در اکوسیستم‌های دریایی ایفا می‌کنند.

some species of sharks are endangered.

برخی از گونه‌های کوسه‌ها در معرض خطر انقراض قرار دارند.

sharks can detect blood from miles away.

کوسه‌ها می‌توانند خون را از مایل‌ها دورتر تشخیص دهند.

scientists study sharks to understand their behavior.

دانشمندان کوسه‌ها را مطالعه می‌کنند تا رفتار آن‌ها را درک کنند.

sharks have been around for millions of years.

کوسه‌ها میلیون‌ها سال است که وجود دارند.

conservation efforts aim to protect sharks.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از کوسه‌ها هدف‌گذاری شده‌اند.

sharks are often misunderstood by the public.

کوسه‌ها اغلب توسط مردم به درستی درک نمی‌شوند.

some people enjoy diving with sharks for adventure.

برخی از افراد از غواصی با کوسه‌ها برای ماجراجویی لذت می‌برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید