gimcrackeries galore
گیم کراکیری ها فراوان
gimcrackeries and gadgets
گیم کراکیری ها و گجت ها
gimcrackeries for sale
گیم کراکیری ها برای فروش
gimcrackeries everywhere
گیم کراکیری ها همه جا
gimcrackeries on display
گیم کراکیری ها در نمایشگاه
gimcrackeries and trinkets
گیم کراکیری ها و وسایل تزئینی
gimcrackeries for kids
گیم کراکیری ها برای کودکان
gimcrackeries in store
گیم کراکیری ها در مغازه
gimcrackeries at home
گیم کراکیری ها در خانه
gimcrackeries to collect
گیم کراکیری ها برای جمع آوری
she filled her room with all sorts of gimcrackeries.
او اتاقش را با انواع و اقسام وسایل دمدست پر کرد.
his collection of gimcrackeries amazed everyone at the party.
مجموعهاش از وسایل دمدست همه را در مهمانی شگفتزده کرد.
gimcrackeries can often be found in thrift stores.
وسایل دمدست اغلب در مغازههای دستدوم پیدا میشوند.
she loves to collect gimcrackeries from her travels.
او عاشق جمعآوری وسایل دمدست از سفرهایش است.
his desk was cluttered with various gimcrackeries.
میز او مملو از انواع وسایل دمدست بود.
they exchanged gimcrackeries as souvenirs.
آنها وسایل دمدست را به عنوان سوغاتی با یکدیگر مبادله کردند.
the market was filled with colorful gimcrackeries.
بازار مملو از وسایل دمدست رنگارنگ بود.
he proudly displayed his gimcrackeries on the shelf.
او با افتخار وسایل دمدستش را روی قفسه به نمایش گذاشت.
gimcrackeries make great gifts for children.
وسایل دمدست هدیههای خوبی برای کودکان هستند.
she often uses gimcrackeries in her art projects.
او اغلب از وسایل دمدست در پروژههای هنری خود استفاده میکند.
gimcrackeries galore
گیم کراکیری ها فراوان
gimcrackeries and gadgets
گیم کراکیری ها و گجت ها
gimcrackeries for sale
گیم کراکیری ها برای فروش
gimcrackeries everywhere
گیم کراکیری ها همه جا
gimcrackeries on display
گیم کراکیری ها در نمایشگاه
gimcrackeries and trinkets
گیم کراکیری ها و وسایل تزئینی
gimcrackeries for kids
گیم کراکیری ها برای کودکان
gimcrackeries in store
گیم کراکیری ها در مغازه
gimcrackeries at home
گیم کراکیری ها در خانه
gimcrackeries to collect
گیم کراکیری ها برای جمع آوری
she filled her room with all sorts of gimcrackeries.
او اتاقش را با انواع و اقسام وسایل دمدست پر کرد.
his collection of gimcrackeries amazed everyone at the party.
مجموعهاش از وسایل دمدست همه را در مهمانی شگفتزده کرد.
gimcrackeries can often be found in thrift stores.
وسایل دمدست اغلب در مغازههای دستدوم پیدا میشوند.
she loves to collect gimcrackeries from her travels.
او عاشق جمعآوری وسایل دمدست از سفرهایش است.
his desk was cluttered with various gimcrackeries.
میز او مملو از انواع وسایل دمدست بود.
they exchanged gimcrackeries as souvenirs.
آنها وسایل دمدست را به عنوان سوغاتی با یکدیگر مبادله کردند.
the market was filled with colorful gimcrackeries.
بازار مملو از وسایل دمدست رنگارنگ بود.
he proudly displayed his gimcrackeries on the shelf.
او با افتخار وسایل دمدستش را روی قفسه به نمایش گذاشت.
gimcrackeries make great gifts for children.
وسایل دمدست هدیههای خوبی برای کودکان هستند.
she often uses gimcrackeries in her art projects.
او اغلب از وسایل دمدست در پروژههای هنری خود استفاده میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید