gingerroots

[ایالات متحده]/ˈdʒɪndʒəruːts/
[بریتانیا]/ˈdʒɪndʒərruːts/

ترجمه

n. ریزوم گیاه زنجبیل که به عنوان یک ماده معطر یا دارو استفاده می‌شود.

جملات نمونه

fresh gingerroots are essential for asian cuisine.

سرخ‌کرده گیاه گیnger در آشپزی آسیایی ضروری است.

the gingerroots were grated into the marinade.

گیاه گیnger به مخلوط مارینیت نازک کرده شد.

she added sliced gingerroots to the soup.

او گیاه گیnger را به صورت مقطع به گوشت اضافه کرد.

gingerroots have many health benefits.

گیاه گیnger مزایای سلامتی زیادی دارد.

the farmer harvested gingerroots from his field.

کشاورز گیاه گیnger را از مزرعه‌اش برداشت.

you should store gingerroots in the refrigerator.

باید گیاه گیnger را در یخچال نگهداری کنید.

these gingerroots are very spicy.

این گیاه گیnger بسیار ترش است.

the gingerroots were peeled before cooking.

گیاه گیnger قبل از پختن پوست برداشته شد.

i bought fresh gingerroots from the market.

من گیاه گیnger تازه را از بازار خریدم.

gingerroots can be used for tea.

گیاه گیnger می‌تواند برای چای استفاده شود.

the recipe calls for crushed gingerroots.

این دستور پختن از گیاه گیnger شکسته استفاده می‌کند.

ground gingerroots make a delicious spice.

گیاه گیnger پودر شده یک فلفل خوشمزه می‌سازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید