glabrousness

[ایالات متحده]/['ɡleibrəsnəs]/
[بریتانیا]/['ɡleibrəsnəs]/

ترجمه

n. حالت بی‌مو بودن

عبارات و ترکیب‌ها

glabrousness of skin

صاف بودن پوست

glabrousness in plants

صاف بودن در گیاهان

glabrousness and texture

صافی و بافت

glabrousness of leaves

صاف بودن برگها

glabrousness in nature

صافی در طبیعت

glabrousness of surfaces

صاف بودن سطوح

glabrousness and smoothness

صافی و نرمی

glabrousness in anatomy

صافی در آناتومی

glabrousness of fruit

صاف بودن میوه

glabrousness of texture

صافی بافت

جملات نمونه

glabrousness is a characteristic of certain plant species.

صاف بودن یک ویژگی از برخی گونه‌های گیاهی است.

the glabrousness of the leaves helps in reducing water loss.

صاف بودن برگ‌ها به کاهش از دست دادن آب کمک می‌کند.

some animals exhibit glabrousness as an adaptation to their environment.

برخی از حیوانات صافی را به عنوان سازگاری با محیط خود نشان می‌دهند.

the glabrousness of the fruit makes it easier to clean.

صاف بودن میوه باعث می‌شود تمیز کردن آن آسان‌تر باشد.

researchers are studying the glabrousness of various plant species.

محققان در حال بررسی صافی گونه‌های مختلف گیاهی هستند.

glabrousness can influence how plants interact with their environment.

صافی می‌تواند بر نحوه تعامل گیاهان با محیط خود تأثیر بگذارد.

the glabrousness of the skin can be a sign of health in some animals.

صافی پوست می‌تواند نشانه‌ای از سلامت در برخی از حیوانات باشد.

glabrousness is often observed in tropical plant species.

صافی اغلب در گونه‌های گیاهی استوایی مشاهده می‌شود.

the plant's glabrousness helps it resist pests.

صافی گیاه به آن کمک می‌کند تا در برابر آفات مقاومت کند.

understanding glabrousness can aid in plant breeding programs.

درک صافی می‌تواند به برنامه‌های اصلاح گیاهان کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید