glaciated

[ایالات متحده]/ˈɡleɪʃieɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈɡleɪʃieɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. یخ زده؛ تحت تأثیر عمل یخچالی

عبارات و ترکیب‌ها

glaciated terrain

منطقه پوشیده از یخچال

glaciated region

منطقه پوشیده از یخچال

glaciated landscape

مناظر پوشیده از یخچال

glaciated mountains

کوه های پوشیده از یخچال

glaciated areas

مناطقی که یخچال دارند

glaciated zones

مناطقی که یخچال دارند

glaciated valleys

دره های پوشیده از یخچال

glaciated surfaces

سطح پوشیده از یخچال

glaciated features

ویژگی های پوشیده از یخچال

glaciated deposits

رسوبات پوشیده از یخچال

جملات نمونه

the glaciated landscape was breathtakingly beautiful.

مناظر یخ‌زده واقعاً نفس‌گیر و زیبا بود.

scientists study glaciated regions to understand climate change.

دانشمندان مناطق یخ‌زده را برای درک تغییرات آب و هوایی مطالعه می‌کنند.

many glaciated mountains are popular among hikers.

کوه های یخ زده در بین کوهنوردان بسیار محبوب هستند.

the glaciated surface was covered in a thick layer of ice.

سطح یخ‌زده با یک لایه ضخیم یخ پوشیده شده بود.

animals have adapted to live in glaciated environments.

حیوانات برای زندگی در محیط‌های یخ‌زده سازگار شده‌اند.

glaciated areas provide unique ecosystems for research.

مناطق یخ‌زده اکوسیستم‌های منحصر به فردی را برای تحقیق فراهم می‌کنند.

the glaciated terrain posed challenges for the expedition.

آب و هوای یخ‌زده چالش‌هایی را برای سفر به وجود آورد.

glaciated valleys are often formed by ancient glaciers.

دره‌های یخ‌زده اغلب توسط یخچال‌های باستانی شکل گرفته‌اند.

the glaciated region attracts tourists every winter.

منطقه یخ‌زده هر زمستان گردشگران را به خود جذب می‌کند.

researchers are mapping glaciated areas to monitor changes.

محققان در حال ترسیم مناطق یخ‌زده برای نظارت بر تغییرات هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید