snowcapped mountains
کوه های پوشیده از برف
snowcapped peaks
قله های پوشیده از برف
snowcapped hills
تپه های پوشیده از برف
snowcapped ranges
منطقه های پوشیده از برف
snowcapped landscape
مناظر پوشیده از برف
snowcapped terrain
زمین پوشیده از برف
snowcapped views
نمای پوشیده از برف
snowcapped scenery
مناظر طبیعی پوشیده از برف
snowcapped summits
اوج های پوشیده از برف
snowcapped cliffs
مصطبه های پوشیده از برف
the snowcapped mountains were breathtaking.
کوه های پوشیده از برف واقعاً نفسگیر بودند.
we took pictures of the snowcapped peaks.
ما از قلههای پوشیده از برف عکس گرفتیم.
the village is nestled among snowcapped hills.
دهکده در میان تپههای پوشیده از برف قرار دارد.
snowcapped landscapes are perfect for winter sports.
مناظر پوشیده از برف برای ورزشهای زمستانی عالی هستند.
she dreamed of skiing on snowcapped slopes.
او روی دامنه های پوشیده از برف اسکی کردن را در خواب می دید.
the view of the snowcapped range was stunning at sunset.
منظره کوه های پوشیده از برف در هنگام غروب خورشید خیره کننده بود.
snowcapped hills create a magical winter scene.
تپههای پوشیده از برف صحنه زمستانی جادویی ایجاد میکنند.
we hiked to see the snowcapped summit.
ما برای دیدن قله پوشیده از برف به پیادهروی پرداختیم.
snowcapped trees lined the path to the cabin.
درختان پوشیده از برف مسیر به کلبه را خطخطی کرده بودند.
the snowcapped landscape looked like a postcard.
مناظر پوشیده از برف مانند یک کارت پستال به نظر میرسید.
snowcapped mountains
کوه های پوشیده از برف
snowcapped peaks
قله های پوشیده از برف
snowcapped hills
تپه های پوشیده از برف
snowcapped ranges
منطقه های پوشیده از برف
snowcapped landscape
مناظر پوشیده از برف
snowcapped terrain
زمین پوشیده از برف
snowcapped views
نمای پوشیده از برف
snowcapped scenery
مناظر طبیعی پوشیده از برف
snowcapped summits
اوج های پوشیده از برف
snowcapped cliffs
مصطبه های پوشیده از برف
the snowcapped mountains were breathtaking.
کوه های پوشیده از برف واقعاً نفسگیر بودند.
we took pictures of the snowcapped peaks.
ما از قلههای پوشیده از برف عکس گرفتیم.
the village is nestled among snowcapped hills.
دهکده در میان تپههای پوشیده از برف قرار دارد.
snowcapped landscapes are perfect for winter sports.
مناظر پوشیده از برف برای ورزشهای زمستانی عالی هستند.
she dreamed of skiing on snowcapped slopes.
او روی دامنه های پوشیده از برف اسکی کردن را در خواب می دید.
the view of the snowcapped range was stunning at sunset.
منظره کوه های پوشیده از برف در هنگام غروب خورشید خیره کننده بود.
snowcapped hills create a magical winter scene.
تپههای پوشیده از برف صحنه زمستانی جادویی ایجاد میکنند.
we hiked to see the snowcapped summit.
ما برای دیدن قله پوشیده از برف به پیادهروی پرداختیم.
snowcapped trees lined the path to the cabin.
درختان پوشیده از برف مسیر به کلبه را خطخطی کرده بودند.
the snowcapped landscape looked like a postcard.
مناظر پوشیده از برف مانند یک کارت پستال به نظر میرسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید