snowcapped

[ایالات متحده]/ˈsnəʊˌkæpt/
[بریتانیا]/ˈsnoʊˌkæpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. برف‌پوشیده بر روی قله

عبارات و ترکیب‌ها

snowcapped mountains

کوه های پوشیده از برف

snowcapped peaks

قله های پوشیده از برف

snowcapped hills

تپه های پوشیده از برف

snowcapped ranges

منطقه های پوشیده از برف

snowcapped landscape

مناظر پوشیده از برف

snowcapped terrain

زمین پوشیده از برف

snowcapped views

نمای پوشیده از برف

snowcapped scenery

مناظر طبیعی پوشیده از برف

snowcapped summits

اوج های پوشیده از برف

snowcapped cliffs

مصطبه های پوشیده از برف

جملات نمونه

the snowcapped mountains were breathtaking.

کوه های پوشیده از برف واقعاً نفس‌گیر بودند.

we took pictures of the snowcapped peaks.

ما از قله‌های پوشیده از برف عکس گرفتیم.

the village is nestled among snowcapped hills.

دهکده در میان تپه‌های پوشیده از برف قرار دارد.

snowcapped landscapes are perfect for winter sports.

مناظر پوشیده از برف برای ورزش‌های زمستانی عالی هستند.

she dreamed of skiing on snowcapped slopes.

او روی دامنه های پوشیده از برف اسکی کردن را در خواب می دید.

the view of the snowcapped range was stunning at sunset.

منظره کوه های پوشیده از برف در هنگام غروب خورشید خیره کننده بود.

snowcapped hills create a magical winter scene.

تپه‌های پوشیده از برف صحنه زمستانی جادویی ایجاد می‌کنند.

we hiked to see the snowcapped summit.

ما برای دیدن قله پوشیده از برف به پیاده‌روی پرداختیم.

snowcapped trees lined the path to the cabin.

درختان پوشیده از برف مسیر به کلبه را خط‌خطی کرده بودند.

the snowcapped landscape looked like a postcard.

مناظر پوشیده از برف مانند یک کارت پستال به نظر می‌رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید