ice-filled

[ایالات متحده]/[ˈɪsˌfɪld]/
[بریتانیا]/[ˈɪsˌfɪld]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از یخ؛ حاوی یخ؛ ویژگی داشتن حضور یخ.

عبارات و ترکیب‌ها

ice-filled glass

شیشه‌ای پر از یخ

ice-filled pond

کолодه‌ای پر از یخ

ice-filled valley

دره‌ای پر از یخ

ice-filled streets

خیابان‌های پر از یخ

ice-filled container

ظرف پر از یخ

ice-filled lake

دریاچه‌ای پر از یخ

ice-filled crevasse

تکه‌ای پر از یخ

ice-filled cave

غار پر از یخ

ice-filled river

رودخانه‌ای پر از یخ

ice-filled cup

فنجان پر از یخ

جملات نمونه

the ice-filled cooler kept the drinks cold all day.

سریع‌کننده پر از یخ نوشیدنی‌ها را تمام روز سرد نگه داشت.

we hiked past a stunning ice-filled glacial lake.

ما از روی یک دریاچه گلاسیال زیبا پر از یخ گذشتیم.

the ice-filled glass sparkled with condensation.

گلاس پر از یخ با رطوبت می‌چرخید.

he poured the ice-filled soda into a tall glass.

او نوشابه پر از یخ را در یک لیوان بلند ریخت.

the ice-filled pond reflected the winter sky.

دریاچه پر از یخ آسمان زمستان را منعکس کرد.

the children loved playing in the ice-filled snow.

کودکان دوست داشتند در برف پر از یخ بازی کنند.

the ice-filled river flowed swiftly through the valley.

رودخانه پر از یخ به سرعت از دره عبور کرد.

she brought an ice-filled bag to the picnic.

او یک کیف پر از یخ به پیکنیک آورد.

the ice-filled cave was a unique geological feature.

洞穴充满了冰,是一个独特的地质特征。

the ice-filled cocktail was a refreshing treat.

کوکتل پر از یخ یک درمان تازه‌کننده بود.

we found an ice-filled crevasse while exploring the glacier.

در حین کاوش در یخچال، ما یک شکاف پر از یخ پیدا کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید