glan

[ایالات متحده]/ɡlæn/
[بریتانیا]/ɡlæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رودخانه در اتریش و آلمان؛ یک دریاچه در سوئد؛ یک شهرداری در فیلیپین
شکل‌های واژه
جمعglans

عبارات و ترکیب‌ها

glance at

نگاهی بینداز

quick glance

نگاه سریع

take a glance

یک نگاه بینداز

thyroid gland

غدد تیروئید

sweat glands

غدد عرق

oil glands

غدد چربی

glanced at

نگاهی کرد

glancing at

نگاه کردن

glance over

نگاه کردن به طور کلی

at a glance

به طور کلی

جملات نمونه

she took a quick glance at the document.

او یک نگاه سریع به دستورالعمل نظر داد.

the doctor examined his thyroid gland.

دکتر گلوش را بررسی کرد.

he gave her a sideways glance.

او به او یک نگاه جانبی داد.

sweat glands help regulate body temperature.

غدد عرق به تنظیم دمای بدن کمک می کنند.

she cast a glance at the clock.

او به ساعت یک نگاهی نظر داد.

the adrenal gland produces important hormones.

غدد فوق کلیه هورمون های مهم تولید می کنند.

he glanced at his phone during the meeting.

او در حین جلسه به تلفن خود یک نگاهی نظر داد.

the lymph glands in her neck were swollen.

غدد لنف در گردن او پر از مایع بود.

at first glance, the problem seemed simple.

در نگاه اول، مشکل ساده به نظر می رسید.

the pituitary gland controls growth.

غدد پیتاری رشد را کنترل می کند.

she glanced through the window.

او از پنجره یک نگاهی نظر داد.

a brief glance was enough to understand.

یک نگاه کوتاه کافی بود تا فهمید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید