gleet

[ایالات متحده]/ɡliːt/
[بریتانیا]/ɡliːt/

ترجمه

vi. ترشح مایع مخاطی
n. اورتریت مزمن گونوره‌ای؛ اورتریت مزمن
شکل‌های واژه
جمعgleets

عبارات و ترکیب‌ها

gleet discharge

خروج چرک

gleet symptoms

علائم ترشحات گوش

gleet treatment

درمان ترشحات گوش

gleet infection

عفونت ترشحات گوش

gleet causes

علت ترشحات گوش

gleet remedy

راه حل ترشحات گوش

gleet condition

وضعیت ترشحات گوش

gleet diagnosis

تشخیص ترشحات گوش

gleet prevention

جلوگیری از ترشحات گوش

gleet management

مدیریت ترشحات گوش

جملات نمونه

he was diagnosed with gleet after his visit to the doctor.

او پس از مراجعه به پزشک به گلیت تشخیص داده شد.

gleet can cause discomfort and irritation.

گلیت می تواند باعث ناراحتی و تحریک شود.

she learned about the symptoms of gleet from her research.

او علائم گلیت را از طریق تحقیقات خود متوجه شد.

doctors often prescribe medication to treat gleet.

پزشکان اغلب دارو برای درمان گلیت تجویز می کنند.

gleet is often mistaken for other infections.

گلیت اغلب با سایر عفونت ها اشتباه گرفته می شود.

he felt embarrassed discussing his gleet condition.

او در مورد وضعیت گلیت خود احساس شرمندگی کرد.

gleet can affect both men and women.

گلیت می تواند هم مردان و هم زنان را تحت تاثیر قرار دهد.

she was relieved to find out that gleet is treatable.

او از اینکه متوجه شد گلیت قابل درمان است، احساس راحتی کرد.

regular check-ups can help in early detection of gleet.

معاینات منظم می تواند به تشخیص زودهنگام گلیت کمک کند.

he followed the doctor's advice to manage his gleet.

او از توصیه های پزشک برای مدیریت گلیت خود پیروی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید