gley

[ایالات متحده]/ɡleɪ/
[بریتانیا]/ɡleɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لایه زیرین خاک که با رنگ خاکستری و زهکشی ضعیف مشخص می‌شود؛ زیرخاک
Word Forms
جمعgleys

عبارات و ترکیب‌ها

gley soil

خاک گلی

gley formation

تشکیل گلی

gley horizon

افق گلی

gleyed landscape

مناظر گلی

gley conditions

شرایط گلی

gley drainage

آب‌رفتگی گلی

gley texture

بافت گلی

gley color

رنگ گلی

gley profile

پروفایل گلی

gley wetland

حوضچه گلی

جملات نمونه

gley soils are often found in wetland areas.

خاک‌های گلی اغلب در مناطق ساحلی یافت می‌شوند.

the gley horizon indicates poor drainage in the soil.

افق گلی نشان‌دهنده زهکشی نامناسب در خاک است.

farmers must manage gley soils carefully to prevent erosion.

کشاورزان باید خاک‌های گلی را با دقت مدیریت کنند تا از فرسایش جلوگیری کنند.

gleying is a process that affects soil color and structure.

گلی شدن فرآیندی است که بر رنگ و ساختار خاک تأثیر می‌گذارد.

understanding gley soils is important for environmental studies.

درک خاک‌های گلی برای مطالعات زیست‌محیطی مهم است.

gley soils can support unique plant species.

خاک‌های گلی می‌توانند از گونه‌های گیاهی منحصر به فرد پشتیبانی کنند.

the presence of gley indicates a wet climate.

وجود گلی نشان‌دهنده آب و هوای مرطوب است.

gley soils are rich in nutrients but can be challenging to work with.

خاک‌های گلی سرشار از مواد مغذی هستند اما ممکن است کار با آنها چالش‌برانگیز باشد.

researchers study gley soils to understand water retention.

محققان خاک‌های گلی را برای درک حفظ آب مطالعه می‌کنند.

gleying can lead to reduced soil fertility over time.

گلی شدن می‌تواند منجر به کاهش حاصلخیزی خاک در طول زمان شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید