glinted in sunlight
در نور خورشید میدرخشید
glinted with hope
با امید میدرخشید
glinted like stars
مانند ستارگان میدرخشید
glinted with excitement
با هیجان میدرخشید
glinted in darkness
در تاریکی میدرخشید
glinted with joy
با شادی میدرخشید
glinted from afar
از دور میدرخشید
glinted with light
با نور میدرخشید
glinted with mystery
با رمز و راز میدرخشید
the sun glinted off the lake's surface.
خورشید بر روی سطح دریا میتابید.
her eyes glinted with excitement.
چشمانش از هیجان میدرخشید.
the diamond ring glinted in the light.
انگشتر الماس در نور میدرخشید.
he noticed a glinted object in the grass.
او یک شیء درخشان را در چمنزار متوجه شد.
the sword glinted menacingly in the dark.
شمشیر به طرز تهدیدآمیزی در تاریکی میدرخشید.
her smile glinted with mischief.
لبخندش با شیطنت میدرخشید.
the stars glinted brightly in the night sky.
ستارهها به شدت در آسمان شب میدرخشیدند.
his watch glinted under the fluorescent lights.
ساعت مچی او زیر نور فلورسنت میدرخشید.
the glinted metal caught her attention.
فلز درخشان توجه او را جلب کرد.
as the car drove by, its chrome bumper glinted.
همانطور که ماشین از کنار عبور میکرد، سپر کروم آن میدرخشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید