gloomed

[ایالات متحده]/ɡluːmd/
[بریتانیا]/ɡluːmd/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی استمراری gloom

عبارات و ترکیب‌ها

gloomed over

فضایی تاریک

gloomed mood

حالت غمگین

gloomed expression

حالت چهره‌ی گرفته

gloomed sky

آسمان تیره

gloomed atmosphere

فضای گرفته

gloomed scene

صحنه‌ی تاریک

gloomed thoughts

افکار گرفته

gloomed outlook

نگاهی تاریک

gloomed day

روزهای تیره

gloomed world

جهان تاریک

جملات نمونه

the sky gloomed over as the storm approached.

آسمان در حالی که طوفان نزدیک می‌شد، تاریک و دلگیر شد.

her mood gloomed after receiving the bad news.

بعد از شنیدن خبر بد، حال و هوای او دلگیر شد.

the atmosphere gloomed in the abandoned house.

در خانه متروکه، فضای هوا دلگیر و تاریک بود.

as winter arrived, the days gloomed and grew shorter.

با رسیدن زمستان، روزها دلگیر و کوتاه‌تر شدند.

he felt gloomed by the weight of his responsibilities.

او تحت تأثیر سنگینی مسئولیت‌هایش احساس دلگیری می‌کرد.

the news of the accident gloomed the community.

خبر حادثه، جامعه را در غم و اندوه فرو برد.

her expression gloomed when she saw the empty room.

وقتی اتاق خالی را دید، چهره‌اش دلگیر شد.

the mood gloomed as the team lost the match.

با باخت تیم، حال و هوا دلگیر شد.

dark clouds gloomed overhead, signaling rain.

ابر‌های تیره از بالا دلگیری ایجاد می‌کردند و نشان‌دهنده باران بودند.

his thoughts gloomed with worries about the future.

نگرانی‌های مربوط به آینده، ذهن او را درگیر و دلگیر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید