glossator

[ایالات متحده]/ɡlɒˈseɪtə/
[بریتانیا]/ɡlɑːˈseɪtər/

ترجمه

n. فردی که یادداشت‌ها یا نظراتی در مورد یک متن ارائه می‌دهد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

glossator notes

یادداشت‌های شرح‌نویس

glossator role

نقش شرح‌نویس

glossator function

وظیفه شرح‌نویس

glossator commentary

تفسیر شرح‌نویس

glossator text

متن شرح‌نویس

glossator analysis

تجزیه و تحلیل شرح‌نویس

glossator interpretation

تفسیر شرح‌نویس

glossator edition

نسخه شرح‌نویس

glossator insights

بینش‌های شرح‌نویس

glossator perspective

دیدگاه شرح‌نویس

جملات نمونه

the glossator provided valuable insights into the text.

بازبین، بینش‌های ارزشمندی در مورد متن ارائه داد.

as a glossator, she added explanations to difficult passages.

همانطور که بازبین بود، توضیحات را به قسمت‌های دشوار اضافه کرد.

the role of a glossator is crucial in literary analysis.

نقش بازبین در تحلیل ادبی بسیار مهم است.

he studied the work of famous glossators from history.

او آثار بازبین‌های مشهور از تاریخ را مطالعه کرد.

glossators often clarify the author's intent.

بازبین‌ها اغلب قصد نویسنده را روشن می‌کنند.

many glossators focus on medieval texts.

بسیاری از بازبین‌ها بر روی متون قرون وسطی تمرکز می‌کنند.

the glossator's notes were essential for understanding.

یادداشت‌های بازبین برای درک ضروری بودند.

she aspired to become a renowned glossator in her field.

او به دنبال این بود که در زمینه خود به یک بازبین مشهور تبدیل شود.

glossators often use historical context to aid interpretation.

بازبین‌ها اغلب از زمینه تاریخی برای کمک به تفسیر استفاده می‌کنند.

his work as a glossator was recognized by scholars.

کار او به عنوان بازبین توسط محققان مورد شناخت قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید