glummer

[ایالات متحده]/ˈɡlʌmə/
[بریتانیا]/ˈɡlʌmər/

ترجمه

adj. بیشتر غمگین؛ احساس یا به نظر رسیدن غمگین یا تاریک

عبارات و ترکیب‌ها

glummer than ever

غم‌انگیزتر از همیشه

feeling glummer

احساس غم‌انگیزتر بودن

look glummer

غم‌انگیزتر به نظر برسید

glummer mood

حالت غم‌انگیزتر

glummer outlook

نگاه غم‌انگیزتر

glummer days

روزهای غم‌انگیزتر

seems glummer

به نظر غم‌انگیزتر می‌رسد

glummer thoughts

افکار غم‌انگیزتر

glummer expressions

عبارات غم‌انگیزتر

glummer times

زمان‌های غم‌انگیزتر

جملات نمونه

he looked glummer than usual after hearing the news.

او بعد از شنیدن خبر، از همیشه گرفته‌تر به نظر می‌رسید.

her glummer expression made everyone worry about her.

حالت گرفته او باعث نگرانی همه شد.

as the weather got worse, he grew glummer.

با بدتر شدن هوا، او بیشتر گرفته شد.

don't be glummer; things will get better.

نگران نباش؛ اوضاع بهتر می‌شود.

she tried to cheer him up, but he remained glummer.

او سعی کرد او را دلگرم کند، اما او همچنان گرفته ماند.

his glummer attitude affected the whole team.

حالت گرفته او بر کل تیم تأثیر گذاشت.

after the loss, the players appeared glummer on the field.

بعد از شکست، بازیکنان در زمین بازی گرفته‌تر به نظر می‌رسیدند.

she couldn’t shake off her glummer mood all day.

او نمی‌توانست تمام روز حال و هوای گرفته خود را کنار بگذارد.

the news made him glummer than he had ever been.

این خبر او را بیشتر از همیشه گرفته کرد.

he tried to hide his glummer feelings, but it was obvious.

او سعی کرد احساسات گرفته خود را پنهان کند، اما این موضوع آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید