sadder

[ایالات متحده]/[ˈsædər]/
[بریتانیا]/[ˈsædər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با حال غم‌انگیزتری.
adj. احساس غم یا بیان غم؛ غم‌گین‌تر از معمول؛ باعث غم؛ مالیخولیایی.

عبارات و ترکیب‌ها

sadder but wiser

غمگین‌تر اما خردمندتر

feeling sadder

احساس غمگین‌تری داشتن

much sadder

خیلی غمگین‌تر

sadder now

حالا غمگین‌تر

so sadder

خیلی خیلی غمگین‌تر

sadder still

هنوز هم غمگین‌تر

become sadder

غمگین‌تر شدن

sadder than

غمگین‌تر از

sadder eyes

چشمان غمگین‌تر

sadder story

داستان غمگین‌تری

جملات نمونه

i feel sadder now that summer is over.

من احساس می‌کنم اکنون که تابستان تمام شده غمگین‌ترم.

the movie's ending was much sadder than i expected.

پایان فیلم بسیار غم‌انگیزتر از آن چیزی که انتظار داشتم بود.

she looked sadder after hearing the news.

او بعد از شنیدن خبرها غمگین‌تر به نظر می‌رسید.

he grew sadder as he remembered his childhood home.

او با به یاد آوردن خانه دوران کودکی‌اش غمگین‌تر شد.

the story became sadder with each passing chapter.

داستان با هر فصل گذری غم‌انگیزتر می‌شد.

i'm sadder about losing my keys than my phone.

من در مورد گم شدن کلیدهایم بیشتر از تلفن همراه خود غمگینم.

the world seems sadder in the autumn months.

جهان در ماه‌های پاییز غم‌انگیزتر به نظر می‌رسد.

she was sadder than i've ever seen her before.

او غم‌انگیزتر از آن چیزی بود که تا به حال او را دیده‌ام.

the news made everyone feel sadder and more reflective.

این خبر باعث شد همه احساس غمگین‌تر و فکرانگیزتری کنند.

i'm sadder when i'm alone than with friends.

من وقتی تنها هستم بیشتر از زمانی که با دوستانم هستم غمگینم.

the poem's tone was sadder than i initially realized.

لحن شعر غم‌انگیزتر از آن چیزی بود که در ابتدا متوجه شدم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید