gobbledygooks everywhere
هر جا که نگاه کنید، زبانهای نامفهوم
gobbledygooks in text
زبانهای نامفهوم در متن
gobbledygooks and jargon
زبانهای نامفهوم و اصطلاحات تخصصی
gobbledygooks are confusing
زبانهای نامفهوم گیجکننده هستند
gobbledygooks in writing
زبانهای نامفهوم در نوشتار
gobbledygooks for clarity
زبانهای نامفهوم برای وضوح
gobbledygooks and nonsense
زبانهای نامفهوم و پوچگویی
gobbledygooks made simple
زبانهای نامفهوم ساده شده
gobbledygooks in speech
زبانهای نامفهوم در گفتار
gobbledygooks and fluff
زبانهای نامفهوم و حاشیهپردازی
his speech was filled with gobbledygooks that no one could understand.
سخنرانی او مملو از اصطلاحات پیچیده و نامفهومی بود که هیچ کس نمی توانست آن را بفهمد.
she often uses gobbledygooks to sound more intelligent.
او اغلب از اصطلاحات پیچیده و نامفهومی استفاده می کند تا باهوش تر به نظر برسد.
the report was criticized for its gobbledygooks and lack of clarity.
گزارش به دلیل استفاده از اصطلاحات پیچیده و نامفهومی و فقدان شفافیت مورد انتقاد قرار گرفت.
in meetings, he tends to speak in gobbledygooks.
در جلسات، او معمولاً با اصطلاحات پیچیده و نامفهومی صحبت می کند.
let's avoid the gobbledygooks and get to the point.
بیایید از اصطلاحات پیچیده و نامفهومی اجتناب کنیم و به اصل مطلب برسیم.
the instructions were written in such gobbledygooks that i couldn't follow them.
دستورالعمل ها به گونه ای پیچیده و نامفهوم نوشته شده بودند که نمی توانستم آنها را دنبال کنم.
his article was full of gobbledygooks that confused the readers.
مقاله او مملو از اصطلاحات پیچیده و نامفهومی بود که خوانندگان را سردرگم کرد.
she dismissed his gobbledygooks as a waste of time.
او اصطلاحات پیچیده و نامفهومی او را اتلاف وقت تلقی کرد.
gobbledygooks can often obscure the real message.
اصطلاحات پیچیده و نامفهومی اغلب می توانند پیام اصلی را پنهان کنند.
we need to eliminate the gobbledygooks in our communication.
ما باید اصطلاحات پیچیده و نامفهومی را از ارتباطات خود حذف کنیم.
gobbledygooks everywhere
هر جا که نگاه کنید، زبانهای نامفهوم
gobbledygooks in text
زبانهای نامفهوم در متن
gobbledygooks and jargon
زبانهای نامفهوم و اصطلاحات تخصصی
gobbledygooks are confusing
زبانهای نامفهوم گیجکننده هستند
gobbledygooks in writing
زبانهای نامفهوم در نوشتار
gobbledygooks for clarity
زبانهای نامفهوم برای وضوح
gobbledygooks and nonsense
زبانهای نامفهوم و پوچگویی
gobbledygooks made simple
زبانهای نامفهوم ساده شده
gobbledygooks in speech
زبانهای نامفهوم در گفتار
gobbledygooks and fluff
زبانهای نامفهوم و حاشیهپردازی
his speech was filled with gobbledygooks that no one could understand.
سخنرانی او مملو از اصطلاحات پیچیده و نامفهومی بود که هیچ کس نمی توانست آن را بفهمد.
she often uses gobbledygooks to sound more intelligent.
او اغلب از اصطلاحات پیچیده و نامفهومی استفاده می کند تا باهوش تر به نظر برسد.
the report was criticized for its gobbledygooks and lack of clarity.
گزارش به دلیل استفاده از اصطلاحات پیچیده و نامفهومی و فقدان شفافیت مورد انتقاد قرار گرفت.
in meetings, he tends to speak in gobbledygooks.
در جلسات، او معمولاً با اصطلاحات پیچیده و نامفهومی صحبت می کند.
let's avoid the gobbledygooks and get to the point.
بیایید از اصطلاحات پیچیده و نامفهومی اجتناب کنیم و به اصل مطلب برسیم.
the instructions were written in such gobbledygooks that i couldn't follow them.
دستورالعمل ها به گونه ای پیچیده و نامفهوم نوشته شده بودند که نمی توانستم آنها را دنبال کنم.
his article was full of gobbledygooks that confused the readers.
مقاله او مملو از اصطلاحات پیچیده و نامفهومی بود که خوانندگان را سردرگم کرد.
she dismissed his gobbledygooks as a waste of time.
او اصطلاحات پیچیده و نامفهومی او را اتلاف وقت تلقی کرد.
gobbledygooks can often obscure the real message.
اصطلاحات پیچیده و نامفهومی اغلب می توانند پیام اصلی را پنهان کنند.
we need to eliminate the gobbledygooks in our communication.
ما باید اصطلاحات پیچیده و نامفهومی را از ارتباطات خود حذف کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید