godlet

[ایالات متحده]/ˈɡɒd.lɪt/
[بریتانیا]/ˈɡɑːd.lɪt/

ترجمه

n. یک خداوند کوچک یا خداوند محلی
Word Forms
جمعgodlets

عبارات و ترکیب‌ها

little godlet

خدای کوچک

tiny godlet

خدای کوچک

godlet power

قدرت خدای کوچک

godlet form

فرم خدای کوچک

godlet realm

حوزه خدای کوچک

godlet essence

جوهر خدای کوچک

mighty godlet

خدای کوچک قدرتمند

godlet spirit

روح خدای کوچک

godlet blessing

نعمات خدای کوچک

godlet worship

عبادت خدای کوچک

جملات نمونه

the godlet danced in the moonlight.

نصیب الهه در مهتاب می‌رقصید.

many believe a godlet can grant wishes.

بسیاری معتقدند که یک نصیب الهه می‌تواند آرزوها را برآورده کند.

she carved a statue of a godlet from wood.

او مجسمه‌ای از یک نصیب الهه از چوب حک کرد.

the village celebrates the godlet's festival each year.

دهکده هر سال جشن نصیب الهه را جشن می‌گیرد.

children often tell stories about the playful godlet.

کودکان اغلب داستان‌هایی در مورد نصیب الهه بازیگوش تعریف می‌کنند.

in folklore, a godlet protects the forest.

در فولکلور، یک نصیب الهه از جنگل محافظت می‌کند.

the artist depicted the godlet in vibrant colors.

هنرمند نصیب الهه را با رنگ‌های زنده به تصویر کشید.

legends say the godlet appears during storms.

افسانه ها می‌گویند که نصیب الهه در هنگام طوفان ظاهر می‌شود.

she felt a connection to the godlet of her dreams.

او ارتباطی با نصیب الهه در رویاهایش احساس کرد.

the godlet whispered secrets to the night sky.

نصیب الهه رازهایی را به آسمان شب زمزمه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید