gongster

[ایالات متحده]/ˈɡɒŋstə/
[بریتانیا]/ˈɡɑŋstər/

ترجمه

n. افسر پلیسی که ترافیک را با استفاده از زنگ هدایت می‌کند.
Word Forms
جمعgongsters

جملات نمونه

the gongster walked confidently into the club.

گنگستر با اعتماد به نفس وارد کلاب شد.

he was known as the most feared gongster in the city.

او به عنوان ترسناک‌ترین گنگستر در شهر شناخته می‌شد.

the police are trying to catch the gongster behind the recent crimes.

پلیس در تلاش برای دستگیری گنگستر پشت سر جنایات اخیر است.

she had connections with several notorious gongsters.

او با چندین گنگستر مشهور ارتباط داشت.

the gongster's reputation preceded him wherever he went.

شهرت گنگستر پیش از او به هر کجا که می‌رفت، وجود داشت.

they discussed the plans with the local gongster.

آنها در مورد برنامه‌ها با گنگستر محلی صحبت کردند.

the movie portrays the life of a young gongster.

فیلم زندگی یک گنگستر جوان را به تصویر می‌کشد.

many feared the gongster's vengeance.

بسیاری از انتقام گنگستر می‌ترسیدند.

the gang's leader was a notorious gongster.

رهبر باند یک گنگستر مشهور بود.

he tried to escape the life of a gongster.

او سعی کرد از زندگی یک گنگستر فرار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید