| جمع | gooders |
gooder than ever
بهتر از همیشه
feeling gooder
احساس بهتری داشتن
gooder days
روزهای بهتر
gooder vibes
فضای بهتر
gooder times
زمانهای بهتر
gooder mood
حالت بهتر
gooder choices
انتخابهای بهتر
gooder plans
برنامههای بهتر
gooder results
نتایج بهتر
gooder ideas
ایدههای بهتر
she believes that being kind makes the world gooder.
او معتقد است که مهربانی دنیا را بهتر میکند.
he thinks that learning new skills makes you gooder at your job.
او فکر میکند که یادگیری مهارتهای جدید شما را در شغلتان بهتر میکند.
practicing regularly can help you become gooder at playing the piano.
تمرین منظم میتواند به شما کمک کند در نواختن پیانو بهتر شوید.
she always tries to find ways to make her presentations gooder.
او همیشه سعی میکند راههایی برای بهتر کردن ارائه های خود پیدا کند.
he believes that teamwork makes the project gooder.
او معتقد است که کار گروهی پروژه را بهتر میکند.
eating healthy foods can make you feel gooder.
خوردن غذاهای سالم میتواند باعث شود احساس بهتری داشته باشید.
she thinks that gooder communication leads to better relationships.
او فکر میکند که ارتباط بهتر منجر به روابط بهتر میشود.
he strives to be gooder at managing his time effectively.
او تلاش میکند زمان خود را به طور مؤثرتری مدیریت کند.
learning from mistakes is a gooder way to grow.
یادگیری از اشتباهات راه بهتری برای رشد است.
she believes that being open-minded makes you gooder at understanding others.
او معتقد است که ذهن باز بودن باعث میشود در درک دیگران بهتر باشید.
gooder than ever
بهتر از همیشه
feeling gooder
احساس بهتری داشتن
gooder days
روزهای بهتر
gooder vibes
فضای بهتر
gooder times
زمانهای بهتر
gooder mood
حالت بهتر
gooder choices
انتخابهای بهتر
gooder plans
برنامههای بهتر
gooder results
نتایج بهتر
gooder ideas
ایدههای بهتر
she believes that being kind makes the world gooder.
او معتقد است که مهربانی دنیا را بهتر میکند.
he thinks that learning new skills makes you gooder at your job.
او فکر میکند که یادگیری مهارتهای جدید شما را در شغلتان بهتر میکند.
practicing regularly can help you become gooder at playing the piano.
تمرین منظم میتواند به شما کمک کند در نواختن پیانو بهتر شوید.
she always tries to find ways to make her presentations gooder.
او همیشه سعی میکند راههایی برای بهتر کردن ارائه های خود پیدا کند.
he believes that teamwork makes the project gooder.
او معتقد است که کار گروهی پروژه را بهتر میکند.
eating healthy foods can make you feel gooder.
خوردن غذاهای سالم میتواند باعث شود احساس بهتری داشته باشید.
she thinks that gooder communication leads to better relationships.
او فکر میکند که ارتباط بهتر منجر به روابط بهتر میشود.
he strives to be gooder at managing his time effectively.
او تلاش میکند زمان خود را به طور مؤثرتری مدیریت کند.
learning from mistakes is a gooder way to grow.
یادگیری از اشتباهات راه بهتری برای رشد است.
she believes that being open-minded makes you gooder at understanding others.
او معتقد است که ذهن باز بودن باعث میشود در درک دیگران بهتر باشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید