goodly

[ایالات متحده]/'gʊdlɪ/
[بریتانیا]/ˈɡʊdli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عالی; زیبا; مقایسه‌ای: بهتر، عالی‌ترین.

عبارات و ترکیب‌ها

goodly dressed

خوش پوش

goodly sum

مبلغ خوب

goodly portion

سهم خوب

goodly amount

میزان خوب

goodly reputation

شهرت خوب

goodly profit

سود خوب

goodly mannered

خوش رفتار

goodly looking

خوش تیپ

جملات نمونه

we ran up a goodly drinks bill.

ما یک قبض نوشیدنی خوب بالا بردیم.

a goodly sum of money

مبلغ خوبی پول

a goodly amount of time

مقدار خوبی زمان

a goodly portion of food

یک قسمت خوب غذا

a goodly number of people

تعداد خوبی از مردم

a goodly distance away

فاصله خوبی دور

a goodly dose of medicine

یک دوز خوب دارو

a goodly selection of books

یک انتخاب خوب کتاب

a goodly supply of water

یک تامین خوب آب

a goodly amount of effort

مقدار خوبی تلاش

a goodly sum of knowledge

مجموعه خوبی دانش

نمونه‌های واقعی

How many goodly creatures are there here! How beauteous mankind is!

چه تعداد مخلوقات خوب وجود دارد! چه قدر مردمان زیبا هستند!

منبع: Brave New World

He of tall building and of goodly pride

او از ساختمان‌های بلند و غرور خوب

منبع: The complete original version of the sonnet.

Beth was there, laying the snowy piles smoothly on the shelves and exulting over the goodly array.

بت آنجا بود، پشته‌های برفی را به آرامی روی قفسه‌ها می‌چید و از منظره‌ی خوب خوشحال بود.

منبع: Little Women (Bilingual Edition)

This well-beloved wizard lived to a goodly age, then died, leaving all his chattels to his only son.

این جادوگر محبوب به سن خوبی رسید، سپس مرد و تمام دارایی‌های خود را به پسرش بخشید.

منبع: The Tales of Beedle the Bard by J.K. Rowling

This deposit was not made without a goodly number of tears and kisses.

این سپرده‌گذاری بدون تعداد خوبی اشک و بوسه انجام نشد.

منبع: Eugénie Grandet

He said it a great many times—not a thousand times but quite a goodly number.

او آن را بارها گفت - نه هزار بار، اما تعداد خوبی.

منبع: The Secret Garden (Original Version)

And God, in His Love for this goodly woman, said He would indeed come the next day and share a meal.

و خدا، در عشق خود برای این زن خوب، گفت که او قطعاً فردا خواهد آمد و یک وعده غذایی را به اشتراک خواهد گذاشت.

منبع: Who to rely on (slow version)

The two women drew a goodly number of little sophistries from their religion wherewith to justify their conduct.

دو زن، تعداد خوبی از ترفندهای کوچک را از مذهب خود برای توجیه رفتارشان استخراج کردند.

منبع: Eugénie Grandet

So he invited some of his classmates to the room, and the pig being cooked, all present partook of a goodly feast.

بنابراین او تعدادی از همکلاسی هایش را به اتاق دعوت کرد و با پخته شدن خوک، همه حاضرین در یک جشن خوب شرکت کردند.

منبع: Entering Harvard University

My companions were suffering too, and not one of us dared touch this wretched remnant of our goodly store.

همراهان من نیز رنج می کشیدند و هیچ یک از ما جرات نکردیم به این بقایای شرم آور ذخیره خوبمان دست بزنیم.

منبع: The Journey to the Heart of the Earth

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید