goody

[ایالات متحده]/'gʊdɪ/
[بریتانیا]/'ɡʊdi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی به‌ویژه جذاب یا لذیذ، به‌ویژه غذا
int. ابراز شادی یا خوشحالی.
شکل‌های واژه
جمعgoodies

جملات نمونه

Don’t be such a goody-goody!

اینقدر خوبی به نظر نرسید!

goody, we can have a party.

چه خوب، می‌توانیم مهمانی برگزار کنیم.

the tale of Goody Blake and Harry Gill.

داستان گودی بلیک و هری گیل.

the goodies always won in the end.

همیشه در نهایت، خوبی‌ها پیروز می‌شدند.

they had all manner of rock ‘n’ roll goodies for our delectation.

آن‌ها انواع مختلف از خوشمزه‌های راک اند رول برای لذت ما داشتند.

collecting goodies from all over the globe.

جمع‌آوری خوراکی‌های خوشمزه از سراسر جهان.

"How shall you ever get them out again? It is like a moneybox!" said Goody.

«چطور دوباره آنها را بیرون بیاورید؟ مثل یک جعبه پول است!» گودی گفت.

We’re giving away a free goody bag with every children’s meal.

ما یک کیف هدیه رایگان با هر وعده غذایی کودکان به اشتراک می‌گذاریم.

He’s a real goody two-shoes. He’d never do anything that might get him into trouble.

او واقعاً یک آدم خوب است. او هرگز کاری انجام نمی‌دهد که ممکن است او را در دردسر بیاندازد.

Old school platformer from team who previously released excelent freeware remakes of Goody and Super Colt 36.

بازی پلتفرمی مدرسه قدیمی از تیمی که قبلاً بازسازی‌های رایگان عالی از بازی‌های Goody و Super Colt 36 را منتشر کرده است.

نمونه‌های واقعی

Notaries know where all the goodies are.

نوترها می‌دانند تمام خوبی‌ها کجا هستند.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

Thank you. Because we've got some other goodies to try.

متشکرم. چون ما خوبی‌های دیگری برای امتحان کردن داریم.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

Broadly, there are two ways to get the goodies back to Earth.

به طور کلی، دو راه برای بازگرداندن خوبی‌ها به زمین وجود دارد.

منبع: The Economist - Technology

Our neighbour is always thinking of us and dropping home-baked goodies on our doorstep.

همسایه ما همیشه به ما فکر می‌کند و شیرینی‌های خانگی را جلوی در ما می‌گذارد.

منبع: Emma's delicious English

It is a bulbous brown bag of goodies.

یک کیسه قهوه‌ای و برآمده از خوبی‌ها است.

منبع: Gourmet Base

These goodies are attracting richer tenants.

این خوبی‌ها موجد جذب موجرانی ثروتمندتر هستند.

منبع: The Economist (Summary)

Oh, honey, I don't care.Just being such a goody two-sboes.

اوه، عزیزم، مهم نیست. فقط یک آدم خوب دو-اس‌بو.

منبع: Discussing American culture.

I'll make us some goody bags filled with earplugs and vodka.

ما چند کیسه خوبی درست می‌کنیم که پر از درپوش گوش و ودکا هستند.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

I have got bags of goodies that I'm dropping off to people's houses.

من کیسه‌هایی از خوبی دارم که آن‌ها را جلوی در خانه‌های مردم می‌گذارم.

منبع: PBS Interview Social Series

A similar custom from 19th-century Scotland, called guising, entailed exchanging jokes or songs for goodies.

یک رسم مشابه از قرن نوزدهم در اسکاتلند، به نام گویینگ، شامل تبادل شوخی یا آهنگ در ازای خوبی بود.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید