goofed

[ایالات متحده]/ɡuːft/
[بریتانیا]/ɡuːft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اشتباه کردن; وقت تلف کردن; خراب کردن; اشتباه بزرگ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

goofed up

اشتباه کردم

goofed off

سرگرم بازی شدم

goofed around

وقت تلف کردم

goofed it

اشتباه کردم

goofed that

اشتباه کردم

goofed big

خیلی اشتباه کردم

goofed completely

کاملاً اشتباه کردم

goofed totally

کاملاً اشتباه کردم

goofed badly

خیلی بد اشتباه کردم

goofed again

باز هم اشتباه کردم

جملات نمونه

he really goofed on that test.

او واقعاً در آن امتحان اشتباه کرد.

don't worry, everyone goofs sometimes.

نگران نباشید، همه گاهی اوقات اشتباه می کنند.

she goofed up the presentation.

او ارائه را خراب کرد.

we all goofed off during the meeting.

ما همه در طول جلسه دور هم بازی کردیم.

he goofed when he forgot her birthday.

وقتی تولدش را فراموش کرد، او اشتباه کرد.

they goofed around instead of studying.

به جای درس خواندن، آنها بازی کردند.

she goofed up the recipe.

او دستور العمل را خراب کرد.

he goofed when he sent the email to the wrong person.

وقتی ایمیل را برای شخص اشتباه ارسال کرد، او اشتباه کرد.

don't goof off in class!

در کلاس دور هم بازی نکنید!

we goofed up the plans for the trip.

ما برنامه سفر را خراب کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید