google

[ایالات متحده]/ˈɡuːɡl/
[بریتانیا]/ˈɡuːɡl/

ترجمه

n. شرکتی که به خاطر موتور جستجوی خود شناخته شده است (n.)
v. جستجو برای اطلاعات در اینترنت با استفاده از موتور جستجوی گوگل (v.)
Word Forms
جمعgoogles

عبارات و ترکیب‌ها

google search

جستجوی گوگل

google maps

نقشه گوگل

google drive

درایو گوگل

google chrome

کروم گوگل

google translate

ترجمه گوگل

google docs

گوگل داکس

google photos

عکس‌های گوگل

google account

حساب گوگل

google assistant

دستیار گوگل

google news

اخبار گوگل

جملات نمونه

i need to google the directions to the restaurant.

من باید مسیرهای رسیدن به رستوران را در گوگل جستجو کنم.

can you google the weather for tomorrow?

می‌توانید آب و هوای فردا را در گوگل جستجو کنید؟

she likes to google new recipes for dinner.

او دوست دارد دستور العمل‌های جدید برای شام را در گوگل جستجو کند.

he decided to google the best travel destinations.

او تصمیم گرفت بهترین مقاصد سفر را در گوگل جستجو کند.

we should google the latest news about the event.

ما باید آخرین اخبار مربوط به رویداد را در گوگل جستجو کنیم.

they often google solutions to their problems.

آنها اغلب راه حل مشکلات خود را در گوگل جستجو می‌کنند.

it's easy to google information on any topic.

جستجوی اطلاعات در مورد هر موضوعی در گوگل آسان است.

before buying, i always google product reviews.

قبل از خرید، همیشه نظرات محصولات را در گوگل جستجو می‌کنم.

she told me to google the author of the book.

او به من گفت نویسنده کتاب را در گوگل جستجو کنم.

he googled how to fix his computer issues.

او نحوه رفع مشکلات کامپیوتر خود را در گوگل جستجو کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید