gook

[ایالات متحده]/ɡuːk/
[بریتانیا]/ɡuːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده کثیف یا چسبناک؛ شخص ناقص‌الخلقه؛ اصطلاح تحقیرآمیز برای آسیایی‌ها، به‌ویژه کره‌ای‌ها، ژاپنی‌ها و فیلیپینی‌ها
Word Forms
جمعgooks

عبارات و ترکیب‌ها

gook food

غذاي گوک

gook slang

آهنگ گوک

gook culture

فرهنگ گوک

gook language

زبان گوک

gook history

تاریخ گوک

gook music

موسیقی گوک

gook art

هنر گوک

gook customs

رسوم گوک

gook cuisine

آشپزی گوک

gook identity

هویت گوک

جملات نمونه

he called the soup a gook of flavors.

او سوپ را ترکیبی از طعم‌ها نامید.

the artist created a gook of colors on the canvas.

هنرمند مجموعه‌ای از رنگ‌ها را روی بوم ایجاد کرد.

she described the dish as a gook of spices.

او غذا را ترکیبی از ادویه‌ها توصیف کرد.

his explanation was just a gook of ideas.

توضیحات او فقط مجموعه‌ای از ایده‌ها بود.

the report was a gook of statistics and facts.

گزارش شامل آمار و واقعیت‌های متعددی بود.

they made a gook of noise during the celebration.

آنها در طول جشن، سر و صداهای زیادی ایجاد کردند.

the project turned into a gook of challenges.

پروژه به مجموعه‌ای از چالش‌ها تبدیل شد.

her speech was a gook of emotions.

سخنرانی او ترکیبی از احساسات بود.

he viewed the city as a gook of cultures.

او شهر را ترکیبی از فرهنگ‌ها می‌دید.

the recipe is a gook of traditional and modern ingredients.

دستور غذا ترکیبی از مواد اولیه سنتی و مدرن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید