gorged on
حریصانه
gorged out
بیرون رفتن
gorged itself
خود را سیر کرد
gorged with
پر از
gorged beyond
فراتر از
gorged full
کاملاً سیر
gorged like
مانند
gorged up
بالا رفتن
gorged away
دور رفتن
gorged down
پایین رفتن
he gorged himself on the delicious buffet.
او خود را با منوی خوشمزه پر کرد.
the children gorged on candy during the party.
کودکان در طول مهمانی خود را با آبنبات پر کردند.
after the hike, we gorged on pizza and soda.
بعد از پیادهروی، ما خودمان را با پیتزا و نوشابه پر کردیم.
she gorged herself with popcorn while watching the movie.
او در حالی که فیلم تماشا میکرد، خود را با پاپکورن پر کرد.
they gorged on the holiday feast.
آنها خود را با غذاهای جشن پر کردند.
he gorged on snacks while studying for exams.
او در حالی که برای امتحان درس میخواند، خود را با میانوعدهها پر کرد.
she gorged herself on dessert after dinner.
او بعد از شام خود را با دسر پر کرد.
the dog gorged on its food in minutes.
سگ ظرف چند دقیقه خود را با غذا پر کرد.
after the race, he gorged on energy bars.
بعد از مسابقه، او خود را با میلههای انرژی پر کرد.
they gorged themselves on the all-you-can-eat buffet.
آنها خود را با منوی تمام آنچه که میتوانید بخورید پر کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید