gossipped about
در مورد غیبت کرد
gossipped away
غیبت کرد
gossipped over
در مورد صحبت کرد
gossipped behind
پشت سر غیبت کرد
gossipped together
با هم غیبت کردند
gossipped endlessly
بی وقفه غیبت کرد
gossipped secretly
به طور مخفیانه غیبت کرد
gossipped loudly
بلند صحبت کرد
gossipped frequently
اغراق غیبت کرد
gossipped quietly
به آرامی غیبت کرد
they gossipped about the new couple in town.
آنها درباره زوج جدید در شهر غیبت کردند.
she gossipped with her friends over lunch.
او در زمان صرف ناهار با دوستانش غیبت کرد.
everyone gossipped about the latest office drama.
همه درباره آخرین درامای دفتر غیبت کردند.
they gossipped behind her back.
آنها پشت سر او غیبت کردند.
he gossipped about his neighbor's new car.
او درباره ماشین جدید همسایه اش غیبت کرد.
during the meeting, they gossipped quietly.
در طول جلسه، آنها به آرامی غیبت کردند.
she couldn't help but gossipped about the celebrity.
او نتوانست جلوی غیبت کردن درباره سلبریتی را بگیرد.
they gossipped about the rumors spreading in school.
آنها درباره شایعاتی که در مدرسه پخش می شد، غیبت کردند.
friends often gossipped about their love lives.
دوستان اغلب درباره زندگی عاشقانه خود غیبت می کردند.
he gossipped with his coworkers after hours.
او بعد از ساعات کاری با همکارانش غیبت کرد.
gossipped about
در مورد غیبت کرد
gossipped away
غیبت کرد
gossipped over
در مورد صحبت کرد
gossipped behind
پشت سر غیبت کرد
gossipped together
با هم غیبت کردند
gossipped endlessly
بی وقفه غیبت کرد
gossipped secretly
به طور مخفیانه غیبت کرد
gossipped loudly
بلند صحبت کرد
gossipped frequently
اغراق غیبت کرد
gossipped quietly
به آرامی غیبت کرد
they gossipped about the new couple in town.
آنها درباره زوج جدید در شهر غیبت کردند.
she gossipped with her friends over lunch.
او در زمان صرف ناهار با دوستانش غیبت کرد.
everyone gossipped about the latest office drama.
همه درباره آخرین درامای دفتر غیبت کردند.
they gossipped behind her back.
آنها پشت سر او غیبت کردند.
he gossipped about his neighbor's new car.
او درباره ماشین جدید همسایه اش غیبت کرد.
during the meeting, they gossipped quietly.
در طول جلسه، آنها به آرامی غیبت کردند.
she couldn't help but gossipped about the celebrity.
او نتوانست جلوی غیبت کردن درباره سلبریتی را بگیرد.
they gossipped about the rumors spreading in school.
آنها درباره شایعاتی که در مدرسه پخش می شد، غیبت کردند.
friends often gossipped about their love lives.
دوستان اغلب درباره زندگی عاشقانه خود غیبت می کردند.
he gossipped with his coworkers after hours.
او بعد از ساعات کاری با همکارانش غیبت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید