governesses

[ایالات متحده]/ˈɡʌvənəsɪz/
[بریتانیا]/ˈɡʌvərnəsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. معلمان زن برای کودکان در یک خانه خصوصی

عبارات و ترکیب‌ها

nanny governesses

نگاه‌دارندگان با تجربه

private governesses

نگاه‌دارندگان خصوصی

governesses duties

وظایف نگاه‌دارندگان

experienced governesses

نگاه‌دارندگان با تجربه

governesses training

آموزش نگاه‌دارندگان

governesses roles

نقش‌های نگاه‌دارندگان

qualified governesses

نگاه‌دارندگان واجد شرایط

governesses services

خدمات نگاه‌دارندگان

governesses experience

تجربه نگاه‌دارندگان

governesses curriculum

برنامه درسی نگاه‌دارندگان

جملات نمونه

many families hire governesses to educate their children.

بسیاری از خانواده‌ها پرستار استخدام می‌کنند تا فرزندان خود را آموزش دهند.

governesses often come from prestigious backgrounds.

پرستاران اغلب از خانواده‌های با پیشینه معتبر می‌آیند.

she decided to become one of the governesses in the countryside.

او تصمیم گرفت یکی از پرستاران در مناطق روستایی باشد.

governesses play a crucial role in child development.

پرستاران نقش مهمی در رشد کودکان ایفا می‌کنند.

in the past, governesses were common in upper-class households.

در گذشته، پرستاران در خانواده‌های ثروتمند رایج بودند.

governesses are responsible for teaching various subjects.

پرستاران مسئول آموزش دروس مختلف هستند.

finding suitable governesses can be challenging for parents.

پیدا کردن پرستاران مناسب می‌تواند برای والدین چالش‌برانگیز باشد.

many governesses also act as caretakers for the children.

بسیاری از پرستاران همچنین به عنوان مراقب کودکان عمل می‌کنند.

governesses often have to adapt to different family dynamics.

پرستاران اغلب باید با پویایی‌های مختلف خانواده سازگار شوند.

some governesses specialize in teaching foreign languages.

برخی از پرستاران در آموزش زبان‌های خارجی تخصص دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید