gracelessnesses

[ایالات متحده]/ˈɡreɪsləsnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈɡreɪsləsnəsɪz/

ترجمه

n. بی‌هنری؛lack of elegance or refinement

عبارات و ترکیب‌ها

gracelessnesses abound

فراوانی بی‌رحمی‌ها

embracing gracelessnesses

پذیرش بی‌رحمی‌ها

gracelessnesses revealed

افشای بی‌رحمی‌ها

acknowledging gracelessnesses

اعتراف به بی‌رحمی‌ها

gracelessnesses exposed

بر ملاءت بی‌رحمی‌ها

gracelessnesses ignored

نادیده گرفتن بی‌رحمی‌ها

gracelessnesses discussed

بحث درباره بی‌رحمی‌ها

gracelessnesses explored

کاوش در بی‌رحمی‌ها

gracelessnesses observed

مشاهده بی‌رحمی‌ها

gracelessnesses acknowledged

تصدیق بی‌رحمی‌ها

جملات نمونه

her gracelessnesses during the performance were hard to overlook.

بی‌کلاسی او در طول اجرا قابل چشم پوشی نبود.

he tried to hide his gracelessnesses, but they were evident.

او سعی کرد بی‌کلاسی‌های خود را پنهان کند، اما آشکار بودند.

the gracelessnesses of the dancers made the show less enjoyable.

بی‌کلاسی رقصندگان باعث شد نمایش کمتر لذت بخش باشد.

despite her gracelessnesses, she always had a smile on her face.

با وجود بی‌کلاسی‌هایش، همیشه لبخند بر لب داشت.

his gracelessnesses in social situations often embarrassed his friends.

بی‌کلاسی‌های او در موقعیت‌های اجتماعی اغلب دوستانش را شرمنده می‌کرد.

the gracelessnesses of the puppy were adorable.

بی‌کلاسی‌های توله سگ دوست داشتنی بودند.

she laughed at her own gracelessnesses while trying to dance.

او در حالی که سعی می‌کرد برقصد، از بی‌کلاسی‌های خود خندید.

his gracelessnesses in the kitchen led to a messy dinner.

بی‌کلاسی‌های او در آشپزخانه منجر به شام نامرتبی شد.

the gracelessnesses of the children were a source of amusement.

بی‌کلاسی‌های کودکان منبع سرگرمی بود.

despite her gracelessnesses, she was determined to improve.

با وجود بی‌کلاسی‌هایش، مصمم بود که پیشرفت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید