tactlessness

[ایالات متحده]/ˈtækləsnəs/
[بریتانیا]/ˈtækləsnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عدم حساسیت در برخورد با دیگران

عبارات و ترکیب‌ها

social tactlessness

بی‌دقت اجتماعی

tactlessness in conversation

بی‌دقت در گفتگو

tactlessness at work

بی‌دقت در کار

extreme tactlessness

بی‌دقتی شدید

blunt tactlessness

بی‌دقتی آشکار

tactlessness during meetings

بی‌دقتی در جلسات

tactlessness in public

بی‌دقتی در حضور عموم

tactlessness in writing

بی‌دقتی در نوشتن

unintentional tactlessness

بی‌دقتی ناخواسته

tactlessness towards others

بی‌دقتی نسبت به دیگران

جملات نمونه

his tactlessness often leads to awkward situations.

بی‌دقتى او اغلب منجر به ایجاد موقعیت‌های ناخوشایند می‌شود.

she apologized for her tactlessness during the meeting.

او به خاطر بى‌دقتى‌اش در طول جلسه عذرخواهی کرد.

his tactlessness was evident when he made that comment.

بی‌دقتى او زمانی که آن را گفت آشکار بود.

people often misunderstand his tactlessness as rudeness.

افراد اغلب بى‌دقتى او را به عنوان بى‌ادبى تفسیر می‌کنند.

her tactlessness made the situation even more uncomfortable.

بی‌دقتى او باعث شد اوضاع و شرایط حتی ناراحت‌کننده‌تر شود.

he didn't realize his tactlessness hurt her feelings.

او متوجه نشد که بى‌دقتى او باعث ناراحتی او شد.

tactlessness can damage relationships if not addressed.

اگر رسیدگی نشود، بى‌دقتى می‌تواند به روابط آسیب برساند.

her tactlessness was a recurring theme in their conversations.

بی‌دقتى او یک موضوع تکراری در گفتگوهایشان بود.

he learned the hard way that tactlessness is not appreciated.

او به سختی یاد گرفت که بى‌دقتى مورد استقبال قرار نمی‌گیرد.

addressing his tactlessness helped improve team dynamics.

رسیدگی به بى‌دقتى او به بهبود پویایى تیم کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید