grad

[ایالات متحده]/ɡræd/
[بریتانیا]/ɡræd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که دوره‌ای از تحصیل را به پایان رسانده است، به‌ویژه شخصی که از یک مدرسه یا دانشگاه فارغ‌التحصیل شده است؛ یک اصطلاح غیررسمی برای فارغ‌التحصیل

عبارات و ترکیب‌ها

grad school

مقطع تحصیلات تکمیلی

grad student

دانشجوی تحصیلات تکمیلی

grad program

برنامه تحصیلات تکمیلی

grad degree

مدرک تحصیلات تکمیلی

grad thesis

رساله تحصیلی

grad ceremony

مراسم فارغ التحصیلی

grad cap

کلاه فارغ التحصیلی

grad requirements

الزامات تحصیلات تکمیلی

grad application

درخواست تحصیلات تکمیلی

grad mentor

استاد راهنما

جملات نمونه

she is a recent grad from university.

او یک فارغ‌التحصیل جدید از دانشگاه است.

many grad students work part-time jobs.

بسیاری از دانشجویان تحصیلات تکمیلی در مشاغل پاره وقت کار می کنند.

he plans to grad school after his bachelor's degree.

او قصد دارد پس از دریافت مدرک لیسانس به تحصیلات تکمیلی برود.

they celebrated their grad ceremony last week.

آنها هفته گذشته مراسم فارغ التحصیلی خود را جشن گرفتند.

as a grad, she is looking for job opportunities.

به عنوان یک فارغ التحصیل، او به دنبال فرصت های شغلی است.

grad programs often require letters of recommendation.

برنامه های تحصیلات تکمیلی اغلب نیاز به نامه توصیه دارد.

he is excited to attend his friend's grad party.

او برای شرکت در مهمانی فارغ التحصیلی دوستش هیجان زده است.

she received a scholarship for her grad studies.

او برای تحصیلات تکمیلی خود بورسیه دریافت کرد.

many grad students participate in research projects.

بسیاری از دانشجویان تحصیلات تکمیلی در پروژه های تحقیقاتی شرکت می کنند.

he is writing his thesis for grad school.

او پایان نامه خود را برای تحصیلات تکمیلی می نویسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید