grandnesses

[ایالات متحده]/ˈɡrændnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈɡrændnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت بزرگ یا چشمگیر بودن

عبارات و ترکیب‌ها

grandnesses of nature

بزرگی‌های طبیعت

explore grandnesses

کاوش در بزرگی‌ها

celebrate grandnesses

جشن گرفتن بزرگی‌ها

grandnesses in art

بزرگی‌ها در هنر

grandnesses of life

بزرگی‌های زندگی

appreciate grandnesses

قدردانی از بزرگی‌ها

grandnesses of history

بزرگی‌های تاریخ

grandnesses revealed

بزرگی‌های آشکار شده

embrace grandnesses

پذیرش بزرگی‌ها

grandnesses in culture

بزرگی‌ها در فرهنگ

جملات نمونه

the grandnesses of the ancient temples left us in awe.

بزرگی‌های معابد باستانی ما را در شگفت‌زدگی رها کرد.

she spoke of the grandnesses of nature during her speech.

او در سخنرانی خود درباره بزرگی‌های طبیعت صحبت کرد.

the grandnesses of the mountains were breathtaking.

بزرگی‌های کوه‌ها نفس‌گیر بود.

we admired the grandnesses of the royal palace.

ما به بزرگی‌های کاخ سلطنتی احترام گذاشتیم.

the grandnesses of the ocean can be overwhelming.

بزرگی‌های اقیانوس می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

he described the grandnesses of the universe in his book.

او بزرگی‌های جهان را در کتاب خود توصیف کرد.

the grandnesses of the city skyline were impressive.

بزرگی‌های خط افق شهر چشمگیر بود.

they celebrated the grandnesses of their achievements.

آنها به بزرگداشت دستاوردهای خود پرداختند.

the artist captured the grandnesses of the landscape beautifully.

هنرمند به زیبایی بزرگی‌های منظره را به تصویر کشید.

documentaries often showcase the grandnesses of wildlife.

مستندها اغلب بزرگی‌های حیات وحش را به نمایش می‌گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید