smallnesses

[ایالات متحده]/ˈsmɔːlnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈsmɔːlˌnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت کوچک بودن؛ چیزهای بی‌اهمیت یا ناچیز

عبارات و ترکیب‌ها

smallnesses in life

کوچکی‌ها در زندگی

embracing smallnesses

پذیرش کوچکی‌ها

smallnesses of nature

کوچکی‌های طبیعت

appreciate smallnesses

قدردانی از کوچکی‌ها

smallnesses matter

کوچکی‌ها مهم هستند

smallnesses in art

کوچکی‌ها در هنر

smallnesses of life

کوچکی‌های زندگی

recognizing smallnesses

تشخیص کوچکی‌ها

smallnesses in relationships

کوچکی‌ها در روابط

smallnesses bring joy

کوچکی‌ها شادی می‌آورند

جملات نمونه

we often overlook the smallnesses in life.

ما اغلب کوچکي‌ها در زندگی را نادیده می‌گیریم.

her smallnesses make her unique.

کوچکی‌های او او را منحصر به فرد می‌کند.

smallnesses can accumulate into larger issues.

کوچکی‌ها می‌توانند به مسائل بزرگتر تبدیل شوند.

he appreciates the smallnesses of nature.

او قدردان کوچکي‌های طبیعت است.

sometimes, it's the smallnesses that bring joy.

گاهی اوقات، کوچکي‌ها هستند که شادی را به ارمغان می‌آورند.

we should celebrate our smallnesses.

ما باید کوچکي‌های خود را جشن بگیریم.

her attention to smallnesses sets her apart.

توجه او به کوچکي‌ها او را از دیگران متمایز می‌کند.

in art, smallnesses can convey deep meaning.

در هنر، کوچکي‌ها می‌توانند معنای عمیقی را منتقل کنند.

he often writes about the smallnesses of everyday life.

او اغلب در مورد کوچکي‌های زندگی روزمره می‌نویسد.

smallnesses in character can lead to growth.

کوچکی‌ها در شخصیت می‌تواند منجر به رشد شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید