dear old grannie
عمهی پیر و دوستداشتنی
visiting my grannie
بازدید از مادربزرگ من
grannie's homemade cookies
کوکیهای خانگی مادربزرگ
teach one's grannie (how) to suck eggs
یاد دادن به مادربزرگ (چگونه) تخم مرغ بخورد
The little girl bid her grannie good morning as she gets up in the morning.
دختر کوچولو صبح به مادربزرگش سلام کرد وقتی از خواب بیدار شد.
dear old grannie
عمهی پیر و دوستداشتنی
visiting my grannie
بازدید از مادربزرگ من
grannie's homemade cookies
کوکیهای خانگی مادربزرگ
teach one's grannie (how) to suck eggs
یاد دادن به مادربزرگ (چگونه) تخم مرغ بخورد
The little girl bid her grannie good morning as she gets up in the morning.
دختر کوچولو صبح به مادربزرگش سلام کرد وقتی از خواب بیدار شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید