nan

[ایالات متحده]/næn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مادربزرگ (زبان کودک)
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریnanning
جمعnans

نمونه‌های واقعی

That's so cute. She reminds me of my nan.

چه بامزه است. او من را به یاد مادربزرگم می‌اندازد.

منبع: BBC documentary "Chinese Teachers Are Coming"

She was walking her nan's whippet...

او در حال قدم زدن با Whippet مادربزرگش بود...

منبع: Fuck the World Season 2

" grandma" , " granny" , " gran" , " nan" , " nanna" , or " nannah" .

" مادربزرگ" , " مادربزرگ" , " مادربزرگ" , " نان" , " نانا" , یا " ناناه" .

منبع: Engvid-Gill Course Collection

So, grandmother: " grandma" ;" granny" ;" gran" ;" nan" ;" nanna" , or I've heard some people pronounce it: " nannah" , but I think that's a particular region that does that.

بنابراین، مادربزرگ: " grandma" ;" granny" ;" gran" ;" nan" ;" nanna" , یا شنیده ام که برخی افراد آن را به این شکل تلفظ می کنند: " nannah" ، اما فکر می کنم این یک منطقه خاص است که این کار را انجام می دهد.

منبع: Engvid-Gill Course Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید