graphical

[ایالات متحده]/'ɡræfɪkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به تصویر کشیده شده یا به صورت یک نقاشی یا طراحی نمایانده شده.

عبارات و ترکیب‌ها

graphical user interface

رابط کاربری گرافیکی

graphical representation

نمایش گرافیکی

graphical design

طراحی گرافیکی

graphical method

روش گرافیکی

graphical display

نمایش گرافیکی

graphical solution

راه حل گرافیکی

graphical interfaces

واسط‌های گرافیکی

graphical analysis

تجزیه و تحلیل گرافیکی

جملات نمونه

a high-resolution graphical display.

یک نمایشگر گرافیکی با وضوح بالا

flow charts are graphical presentations.

نمودارهای جریان ارائه گرافیکی هستند.

the new versions do not support the graphical user interface standard.

نسخه های جدید از استاندارد رابط کاربری گرافیکی پشتیبانی نمی کنند.

This typically also corresponds to the process constructs available in the pallette of the graphical editor.

این معمولاً با سازوکارهای فرآیند موجود در پالت ویرایشگر گرافیکی نیز مطابقت دارد.

graphical techniques were used to investigate the phasing of traffic lights.

از تکنیک های گرافیکی برای بررسی زمان بندی چراغ های ترافیک استفاده شد.

1. Is the graphical representation of information more or less important since the popularisation of the WWW and mobile communications technology?

1. آیا نمایش گرافیکی اطلاعات مهم تر یا کم تر از محبوبیت WWW و فناوری ارتباطات تلفن همراه است؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید