gratis

[ایالات متحده]/ˈɡrætɪs/
[بریتانیا]/ˈɡrætɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بدون هزینه; رایگان
adj. داده شده یا انجام شده به صورت رایگان

عبارات و ترکیب‌ها

gratis service

سرویس رایگان

gratis admission

ورود رایگان

gratis offer

پیشنهاد رایگان

gratis trial

نسخه آزمایشی رایگان

gratis gift

هدیه رایگان

gratis access

دسترسی رایگان

gratis consultation

مشاوره رایگان

gratis download

دانلود رایگان

gratis resource

منبع رایگان

gratis meal

وعده غذایی رایگان

جملات نمونه

the museum offers admission gratis on sundays.

موزه در روزهای یکشنبه پذیرش رایگان ارائه می‌دهد.

she received a gratis sample of the new perfume.

او یک نمونه رایگان از عطر جدید دریافت کرد.

they provided gratis meals to the volunteers.

آنها وعده‌های غذایی رایگان به داوطلبان ارائه دادند.

the concert tickets were given out gratis.

بلیط‌های کنسرت به صورت رایگان توزیع شدند.

he attended the workshop gratis as a guest speaker.

او به عنوان سخنران مهمان در کارگاه به صورت رایگان شرکت کرد.

many online courses are available gratis.

بسیاری از دوره‌های آنلاین به صورت رایگان در دسترس هستند.

they offered gratis consultations for new clients.

آنها مشاوره رایگان برای مشتریان جدید ارائه دادند.

the festival had gratis entertainment for everyone.

جشنواره سرگرمی رایگان برای همه داشت.

she received a gratis subscription for her feedback.

او اشتراک رایگان در ازای بازخوردش دریافت کرد.

the library hosts gratis events for the community.

کتابخانه رویدادهای رایگان برای جامعه برگزار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید