gratitudes

[ایالات متحده]/ˈɡrætɪtjuːdz/
[بریتانیا]/ˈɡrætɪˌtjudz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساس سپاسگزاری

عبارات و ترکیب‌ها

express gratitudes

ابراز قدردانی

show gratitudes

نشان دادن قدردانی

offer gratitudes

ارائه قدردانی

receive gratitudes

دریافت قدردانی

extend gratitudes

گسترش قدردانی

share gratitudes

اشتراک گذاری قدردانی

acknowledge gratitudes

اعتراف به قدردانی

collect gratitudes

جمع آوری قدردانی

convey gratitudes

انتقال قدردانی

list gratitudes

فهرست کردن قدردانی

جملات نمونه

we express our gratitudes to everyone who helped us.

ما قدردانی خود را از همه کسانی که به ما کمک کردند ابراز می‌کنیم.

her letter was filled with gratitudes for the support.

نامه او مملو از قدردانی برای حمایت بود.

he showed his gratitudes by volunteering at the shelter.

او با داوطلب شدن در پناهگاه، قدردانی خود را نشان داد.

we should always remember to express our gratitudes.

ما همیشه باید به یاد داشته باشیم قدردانی خود را ابراز کنیم.

her speech was a heartfelt expression of gratitudes.

سخنرانی او بیان صادقانه قدردانی بود.

they sent flowers as a token of their gratitudes.

آنها گل فرستادند به عنوان نشانه قدردانی خود.

gratitudes can strengthen our relationships with others.

قدردانی می‌تواند روابط ما را با دیگران تقویت کند.

finding ways to show gratitudes is important in life.

پیدا کردن راه‌های نشان دادن قدردانی در زندگی مهم است.

he wrote a poem to convey his gratitudes to his parents.

او شعر نوشت تا قدردانی خود را نسبت به والدینش بیان کند.

gratitudes should be expressed not just felt.

قدردانی باید ابراز شود، نه فقط احساس شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید