gravitons

[ایالات متحده]/ˈɡrævɪtɒn/
[بریتانیا]/ˈɡrævɪˌtɑn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ذره ابتدایی فرضی که نیروی گرانش را میانجی‌گری می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

graviton field

میدان گراویتون

graviton exchange

تبادل گراویتون

graviton theory

نظریه گراویتون

graviton particle

ذره گراویتون

graviton detection

تشخیص گراویتون

graviton mass

جرم گراویتون

graviton coupling

اتصال گراویتون

graviton interactions

برهم‌کنش‌های گراویتون

graviton waves

امواج گراویتون

graviton emission

تابش گراویتون

جملات نمونه

the graviton is a hypothetical elementary particle.

گرانترون یک ذره بنیادی فرضی است.

scientists are searching for evidence of the graviton.

دانشمندان به دنبال شواهدی از گرانترون هستند.

the graviton is believed to mediate the force of gravity.

باور بر این است که گرانترون نیروی گرانش را واسطه می کند.

understanding the graviton could change our view of physics.

درک گرانترون می تواند دیدگاه ما را در مورد فیزیک تغییر دهد.

many theories in physics include the concept of the graviton.

نظریه های زیادی در فیزیک شامل مفهوم گرانترون هستند.

the existence of the graviton remains unproven.

وجود گرانترون هنوز ثابت نشده است.

researchers are developing experiments to detect the graviton.

محققان در حال توسعه آزمایش هایی برای تشخیص گرانترون هستند.

in string theory, the graviton is a key element.

در نظریه ریسمان، گرانترون یک عنصر کلیدی است.

the graviton is thought to be massless.

تصور می شود گرانترون بدون جرم باشد.

studying the graviton can help unify the forces of nature.

مطالعه گرانترون می تواند به متحد کردن نیروهای طبیعت کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید