gravures

[ایالات متحده]/ɡrəˈvjʊə/
[بریتانیا]/ɡrəˈvjʊr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرآیند چاپ با استفاده از یک صفحه فرورفته؛ نوعی حکاکی عکاسی

عبارات و ترکیب‌ها

gravure printing

چاپ гравور

gravure art

هنر гравور

gravure magazine

مجله гравور

gravure technique

تکنیک гравور

gravure process

فرآیند гравور

gravure image

تصویر гравور

gravure plate

صفحه гравور

gravure cylinder

سیلندر гравiور

gravure ink

جوهر гравور

gravure design

طراحی гравور

جملات نمونه

she works as a gravure model.

او به عنوان مدل گراور کار می‌کند.

the magazine features gravure photography.

مجله دارای عکسبرداری گراور است.

he collects gravure prints from various artists.

او چاپ‌های گراور را از هنرمندان مختلف جمع‌آوری می‌کند.

gravure printing is known for its high quality.

چاپ گراور به دلیل کیفیت بالای آن شناخته شده است.

many gravure magazines target a young audience.

بسیاری از مجلات گراور مخاطبان جوان را هدف قرار می‌دهند.

she has a passion for gravure art.

او شور و شوقی برای هنر گراور دارد.

gravure techniques can be quite complex.

تکنیک‌های گراور می‌توانند بسیار پیچیده باشند.

he admires the beauty of gravure photography.

او زیبایی عکاسی گراور را تحسین می‌کند.

gravure albums often showcase stunning visuals.

آلبوم‌های گراور اغلب تصاویر بصری خیره‌کننده را به نمایش می‌گذارند.

the artist is known for her unique gravure style.

هنرمند به خاطر سبک منحصر به فرد گراور خود شناخته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید