grayback

[ایالات متحده]/ˈɡreɪbæk/
[بریتانیا]/ˈɡreɪbæk/

ترجمه

n. یک حیوان خاکستری (به عنوان مثال، نهنگ خاکستری، مرغ دریایی سرسیاه، یا مرغابی بافلهد)
Word Forms
جمعgraybacks

عبارات و ترکیب‌ها

grayback fish

ماهی پشتی خاکستری

grayback crab

خرچنگ پشتی خاکستری

grayback beetle

گلوگاه پشتی خاکستری

grayback trout

قزل آلا پشتی خاکستری

grayback squirrel

سنجاب پشتی خاکستری

grayback dolphin

دلفین پشتی خاکستری

grayback lizard

لاک پشتی خاکستری

grayback snake

مار پشتی خاکستری

grayback owl

بوف پشتی خاکستری

grayback eagle

بال پشتی خاکستری

جملات نمونه

the grayback crawfish is a delicacy in many regions.

خرچنگ خاکستری یک غذای لذیذ در بسیاری از مناطق است.

many fishermen seek the elusive grayback trout.

بسیاری از ماهیگیران به دنبال قزل آلا رنگی خاکستری غیرقابل دسترس هستند.

the grayback beetle is known for its distinctive color.

گلوگاه خاکستری به دلیل رنگ خاص آن شناخته شده است.

we spotted a grayback dolphin during our boat trip.

ما یک دلفین خاکستری را در طول سفر قایقی خود دیدیم.

grayback salmon are famous for their rich flavor.

قزل آلا خاکستری به دلیل طعم غنی خود مشهور هستند.

the grayback lizard can often be found in rocky areas.

لاکپشت خاکستری اغلب در مناطق صخره ای یافت می شود.

in the fall, grayback crabs migrate to warmer waters.

در پاییز، خرچنگ های خاکستری به آب های گرمتر مهاجرت می کنند.

grayback frogs are known for their unique mating calls.

قورباغه های خاکستری به دلیل صدای جفت گیری منحصر به فرد خود شناخته می شوند.

the grayback fish has adapted well to its environment.

ماهی خاکستری به خوبی با محیط خود سازگار شده است.

researchers are studying the behavior of grayback birds.

محققان در حال مطالعه رفتار پرندگان خاکستری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید