grayest

[ایالات متحده]/ɡreɪɪst/
[بریتانیا]/ɡreɪɪst/

ترجمه

adj. برتر از gray; داشتن رنگی بین سیاه و سفید؛ بی‌روح، فاقد روشنایی یا رنگ.

عبارات و ترکیب‌ها

grayest days

جملات نمونه

this is the grayest day we've had all winter.

روزهای خاکستری زمستان باعث می‌شوند بخواهم در رختخواب با چای گرم بمانم.

the grayest sky i've ever seen covered the city.

این نقاشی، رنگ‌های خاکستری یک بعد از ظهر بارانی نوامبر را به تصویر می‌کشد.

it was the grayest morning when i woke up.

خاکستری‌ترین بخش شهر در نزدیکی منطقه صنعتی قدیمی قرار دارد.

he had the grayest hair i've ever seen on a young person.

ما در آن سال سخت، خاکستری‌ترین دوران زندگی خود را تجربه کردیم.

the grayest weather forecast predicts weeks of rain.

خاکستری‌ترین صبحگاهی که به یاد دارم، روز قبل از طوفان بود.

this is the grayest period in the company's history.

او در آن مراسم خاکستری، خاکستری‌ترین لباسش را پوشید.

the grayest dawn broke over the mountains.

آسمان درست قبل از غروب آفتاب، به خاکستری‌ترین رنگ خود تغییر کرد.

she described her grayest mood during the depression.

کت خاکستری او برای جلسه کاری مناسب به نظر می‌رسید.

the grayest part of the day is just before sunset.

ابر‌های خاکستری بالای سر جمع شدند و باران را تهدید می‌کردند.

it was the grayest winter in decades.

این منطقه دارای برخی از خاکستری‌ترین آب و هوا در کشور است.

the grayest clouds are gathering on the horizon.

خاکستری‌ترین لحظه زمانی بود که متوجه شدیم کمک به موقع نخواهد رسید.

that was the grayest week of my life.

عکس‌های قدیمی، خاکستری‌ترین رنگ‌های آن دوران فراموش شده را نشان می‌دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید